pt 3

چسب زخم بزرگی روی زخم زد تا جای بخیه ها و زخم آلوده نشن. از نظر تهیونگ اون مرد خیلی لاغر به نظر میرسید ولی اینکه چرا یه چاقو بعشکمش خورده و همه‌جاش پرشده از کبودی و زخم های سطحی عمیق با در اوردن وسایل مربوطه از توی جعبه نشست پشت اون پسر جوونُ(جوان بنویسم خیلی کتابی میشه)
شروع کرد به تمیز کردن و پانسمان کردن زخماش
بعداز تموم شدن کارش مسکن و از توی جعبه دراورد و گرفت سمت اون پسر جوون
تهیونگ: بیا این مسکنه
چونگ کوک: نمیخورم
تهیونگ: لیوان ابی کی تو دستش بودو داد تو دست پسرو بزور قرص کرد تو دهنش و گفت
تهیونگ: اب و بخور وگرنه از تلخیش میمیری
جونگ کوک:🤢
همینکه اب و خورد تهیونگ لیوان و از دستش گرفت و گفت: اسمت چیه
کوک: فقط چون جونمو نجات دادی من جونگ کوک‌م‌
تهیونگ با اینکه خیلی درمورد اتفاقاتی که رخ داده بود کنجکاو بود سعی کرد کنجکاویش و کنار بزاره و بزاره پسری که فهمیده بود اسمش جونگ کوکه باهاش راحتتر باشه و حداقل اگه الا ازش درمورد اون اتفاقا پرسید دروغ نشنوه یا اینکه اون پسر نخواد درمورده زخمایه بدنش و اون چاقو چیزی بگه پس تصمیم گرفت به جاش بگه
تهیونگ: بلندشو میتونی رو اون تخت استراحت کنی جونگ کوک(با لحن مهربون)
کوک: من میخوام برم
تهیونگ: باید استراحت کنی برای زخمت میگم ممکنه بخیه ها پاره‌شن و بدتر عفونت کنه اون موقع دیگه باید توی بیمارستان باشی نه پیش من
از اونجایی که توان مقابله با کسی رو نداشت رفت روی تخت درازکشید
داشت فک میکرد که به باباش چی بگه(مردی که اصلا اونو پدر خودش نمیدونست)
دیدگاه ها (۰)

pt 4

داداش‌م@naamraa

اینو خودم تو یه پیجی دیدم و از اونجایی که پیجمون داره گاییده...

کیا رو اضافه کنم تو بیوم؟..ببینم تا چه حد میتونین باهام صمیم...

چند شاتیچهار عاشق دیوونهشات ۲از زبان راوی:اون دوتا پسر که مع...

black flower(p,335)

P. 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط