{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺭﺍﻫﯽ ﺟﺰ ﺳﻘﻮﻁ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﮒ ﭘﺎﯾﯿﺰﯼ؛
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺩﺭﺧﺖ؛
ﻋﺸﻖِ ﺑﺮﮒِ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﺩ ...
دیدگاه ها (۴)

ازکدوم عشق حرف میزنی همون عشقی را حروم کردی.کاری کردی هیچ کس...

یه وقت فکرنکنی نفرینت کردم واگذارت کردم به اون بالا دستی من....

ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺟﺴﺪ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪ ... !!!!ﺩﺭ ﺁ...

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ع...

از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند...ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

داستانک🦋🐥ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺷﻨﯿﺪﻡﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺑﺖﺳﻮﺧ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط