{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم …

دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم …
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد.
رفتم گوشه ای نشستم.
چند قطره اشک ریختم و خوابم برد.
صبح که بیدار شدم. مادرم گفت:
” نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد”…
دیدگاه ها (۷)

♚ﻭﻟــﻨﺘﺎﻳﻦ ﻭﺍﺳــــﻪ ﻛﻴﺎﺱ؟♚♚ﻭﺍﺳﻪ ﺷــﻤﺎ ﻋﺎﺷﻘﺎﺱ♚...♚ﻣﺎ ﻛﻪ ﻋــــ...

سلام.صبح همه ی دوستان گلم بخیر

⭕ نکته‌های معنوی ۱ ⭕⬅ شاد زندگی کردن لازمۀ شاد بندگی کردن اس...

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪﮐﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﺕ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻫﻤﺎﻥ ...

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط