{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنفر قبل از عشق فصل ۴ پارت ۴

تنفر قبل از عشق فصل ۴ پارت ۴
شب شد و طبق قول دامیان خانواده فورجر اومدن شام عمارت دزموند
آنیا تا دیدشون سریع مرید بقلشون:دلم تنگ شده بودددددد
یور و لوید و آشه:ماهم همینطور
مارین:وقتی کسی که رو مخته نیست آدم کسل میشه
آنیا:هرهرهر نمکدوننننن
و بعد رفتن سر میز شام و انیا و دامیان پیش هم نشستن
و غذا رو آوردن
آنیا:اوممممم خیلی خوشمزسسسسس
دامیان:‌اوهوم
همه داشتن غذا میخوردن که یدفعه یه اتفاق غیر منتظره افتاد
(یکوشولو م*نحر*ف*یه حساسی نخون🗿🎀🌚)
دامیان:آنیا بقل دهنت کثیف شده
آنیا:ها چی کجا؟
دامیان:اینجا
و پاکش کرد
(البته نه با دست منظورمو که گرفتین نه؟🤫🗿)
کل میز سکوت کرده بودن
و...
آنیا و دامیان❌
گوجه و گوجه✅
آنیا:این چه کاری بودددددددددددد؟🍅🍅🍅
دامیان:معذرت میخوامممم خب یذره جوگیر شدم فقط...🍅🍅🍅
آنیا:یعذره ها؟
دامیان:ببخشید
آنیا:‌خیلی خب...ایشششششششششششششششششششششش
مارین:ملیندا سان بزودی نوه دار میشین
آنیا و دامیان:مارین تو رو خدا دیگه این بحثو پیش نکش
مارین:باشه بابا اَه
یدفعه گوشی انیا زنگ خورد
آنیا ببخشید گفت و رفت اونور تا با تلفن حرف بزنه
آنیا:بله
...:سلامممم دخملللل چطولیییی؟
آنیا:‌بکییییییی جانممممم؟
بکی:میای فردا با کنی بریم خرید؟
آنیا:باشه حتما...ولی اول باید از دامیان بپرسم
بکی:بله هر چی نباشه دیگه مال اونی
آنیا سرخ شد
آنیا:اه...خب...دیگه خدافظ
آنیا رفت سر میز
دامیان:کی بود؟
آنیا:بکی بود گفت فردا با کنی بریم خرید اجازه هست برم؟
دامیان:حتماََ
آنیا:ممنونننننن


آره میدونم خیلی مزخرف بود بچه ها من تا سه شنبه نیستم دارن گوشیمو توقیف میکنن بایی آنفالو نکنید...بر میگردم
دیدگاه ها (۷)

وضعیت گپ

عرق کشمشششش پکرم کردههههه از زبون لال ووووووووو از گوش کرم ک...

حسم به تو....

عاشق کسی شدم که ازش متنفرم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط