پنهان کن در آغوشت مرا

پنهان کن در آغوشت مرا

مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن

بر پهنه ی زندگی

آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و

باران سرود آفتاب را تکرار می کند...

راز چشمهایت ستاره ی بختم شده و میدرخشد

و مهتاب را در نگاهم زمزمه میکند

لبهایت خنده را به لبهایم آموخت و عشق را

در چهار سوی وجودم جاری کرد

و آمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد

پنهان کن مرا در آغوشت که

                         نامش بهشتِ دوست داشتن است ...
دیدگاه ها (۱)

مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کنآن سوی تاریکی ، بر په...

عاشقانه

...ناز آن‌چشمان مستت کی مرا دیوانه کرد؟در سرم دردی‌‌نشست و ب...

باران!

من و تو و رویای آمدنت آقاجان دیشب باز دوباره دلم برایت تنگ ش...

.نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده ام در ساز خویش ...

در ثانیه های دلتنگی🥀

نیست یاری تا بگویم راز خویش...

شراب و خوننیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در س...

نیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در ساز خویشچنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط