مرا کنار نگذار :
مرا کنار نگذار :
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید.
روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید:” تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند دوست داشته باشی؟
” آهنگر سر به زیر آورد و گفت:” وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم در آید.
اگر به صورت دلخواهم در آمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود و گرنه آن را کنار می گذارم.
همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که: خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده اما کنار نگذار.
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید.
روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید:” تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند دوست داشته باشی؟
” آهنگر سر به زیر آورد و گفت:” وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم در آید.
اگر به صورت دلخواهم در آمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود و گرنه آن را کنار می گذارم.
همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که: خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده اما کنار نگذار.
- ۷۱۷
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط