دیداردوباره
#دیدار_دوباره
#پارت_46
ــ اوووم ولی دیر گفتی باید بریم تو اتاق.
ا/ت رو بغل کرد.
+جونگ کوک بذارم زمین.
ــ آروم الان جو وون بیدار میشه.
+منو بذارزمین.
ــ نمیخوام.
رفت تو اتاق
..
ــ خب حالا کارمو راحت تر میتونم بکنم.
+ من که زن رسمی تو نیستم که.
ــ قبلا شدی.
دلت میخواد دوباره رسمیت کنم.
+نه مرسی همینطوری خوبه.
حالا بذارم پایین.
ــ خب بیا اینجا بشین.
ــ باهات چیکار کنم؟
+هیچی
ــ نمیشه که جایزه هنوز بهم ندادی.
+ خوابم میاد جایزه برای بعداً
ــ نه خیر اینطوری نمیتونی از دستم قصر در بری.
+ جایزه برای بعداً
ــ گفتم که نمیشه.
همین الان.
صورتشو نزدیک صورت ا/ت برد.
شروع کرد به بوسیدن ا/ت.
.......۱۰مین بعد.
+اه چندش
ــ من چندشم
+آره تو چندشی.
ادامه دارد................
#پارت_46
ــ اوووم ولی دیر گفتی باید بریم تو اتاق.
ا/ت رو بغل کرد.
+جونگ کوک بذارم زمین.
ــ آروم الان جو وون بیدار میشه.
+منو بذارزمین.
ــ نمیخوام.
رفت تو اتاق
..
ــ خب حالا کارمو راحت تر میتونم بکنم.
+ من که زن رسمی تو نیستم که.
ــ قبلا شدی.
دلت میخواد دوباره رسمیت کنم.
+نه مرسی همینطوری خوبه.
حالا بذارم پایین.
ــ خب بیا اینجا بشین.
ــ باهات چیکار کنم؟
+هیچی
ــ نمیشه که جایزه هنوز بهم ندادی.
+ خوابم میاد جایزه برای بعداً
ــ نه خیر اینطوری نمیتونی از دستم قصر در بری.
+ جایزه برای بعداً
ــ گفتم که نمیشه.
همین الان.
صورتشو نزدیک صورت ا/ت برد.
شروع کرد به بوسیدن ا/ت.
.......۱۰مین بعد.
+اه چندش
ــ من چندشم
+آره تو چندشی.
ادامه دارد................
- ۴.۲k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط