{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هر بار که کودکانه دستی را گرفتم ، گم شدم .

من هر بار که کودکانه دستی را گرفتم ، گم شدم .

در من آنقدر ترس از گرفتن دستی است

... که ترس از گم شدن نیست
دیدگاه ها (۷)

ارررره عزیز دل همه...ولی خیلی دیره اونموقع دیگ نمیخوام واسه ...

امروز دوباره دیدمت.چه زیبا شده بودی.امروز دوباره دیدمت.برق چ...

تو دنیای سردم به تو فکر کردم....

شاعر: فریدون مشیریشعر:کوچهدفتر:ابرو کوچه

من که دل درد گرفتم انقدر خندیدم

خدایا من گُم شدم ، تو مرا پیدا کن...

پاره شدم انقدر خواهش کردم

خسته شدم انقدر گفتم فالوش کن

چند وقت عافحالم به مولا خوب نیست...حالم حال مادر جاوید ناما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط