{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسیده آخـر اسفند و رو به پـایانم

رسیده آخـر اسفند و رو به پـایانم

قسـم نده! که به جـان تو هم نمی‌مانم

تو و جهـان و همه مردمش عـوض شده‌اید

و من هنـوز همـان شـاعر پریشــانم

چگونه با تـو بمانم؟ بهــار نزدیک است

تو بوته‌ی گــل سرخی و من زمستـانم

تو پیش مـن سخن از روز جشـن می‌گویی

من از تقــارن عیـد و عـزا گریزانم

شبی که مـاه به بالای شهرمـان برسد

من آسمــانی‌ام و تو… تو را نمی‌دانـم !



#محمد رضا طاهری
دیدگاه ها (۱۲)

رسیده آخر اسفند و رو به پایانم قسم نده! که به جان تو هم نمی ...

@taninرسیده آخر اسفند و رو به پایانمقسم نده! که به جان تو هم...

رسیده آخر اسفند و رو به پایانمقسم نده! که به جان تو هم نمی‌م...

رسیده آخر اسفند و رو به پایانمقسم نده! که به جان تو هم نمی م...

رسیده آخــــــــر اسفند و رو به پایانمقسم نده! که به جان تو ...

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانمچگونه دل اسیرت شد قسم به ش...

مسیر چشم هایت را شبی ناگاه گم کردمچراغی نیست راهی نیستچگونه ...

دریا حلبچه‌ای

دوباره پرشده از عطر گیسویت شبستانم

افسانه مهدویان شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط