از پیرمرد حکیمی پرسیدند

از پیرمرد حکیمی پرسیدند:
از عمری که سپری نمودی چه چیز یاد گرفتی؟

پاسخ داد:
یاد گرفتم؛
که دنیا قرض است باید دیر یا زود پس بدهیم
یاد گرفتم؛
که مظلوم  دیر یا زود حقش را خواهد گرفت.
یاد گرفتم؛
که دنیا ی ماهر لحظه ممکن است تمام شود اما ماغافل هستیم.
یاد گرفتم؛
که سخن شیرین ،گشاده رویی وبخشش سرمایه اصلی ما در زندگیست.
یاد گرفتم؛ 
که ثروتمند ترین مردم در دنیا کسی است که از سلامتی،  امنیت وآرامش بهره مند باشد.
یاد گرفتم؛
که:بساط عمرو زندگیمان  رادردنیا طوری پهن کنیم که درموقع جمع کردن دست و پایمان را گم نکنیم.
دیدگاه ها (۱)

همدیگر را یافتن هنر نیست ... هنر این است که همدیگر را گم نکن...

از متفاوت بودن نترس سبک زندگی خودت را داشته باشحتی اگر نتیجه...

بے منفعت ڪہ بشے . . مردم بے معرفت میشن . .گرفتارے بهونس . . ...

قولها بی اعتبارحرفها ناخالصعشقها پوشالیمحبتها قلابیخوبیها تظ...

از پیرمرد حکیمی پرسیدند : از عمری که سپری نمودی چه چیز یاد گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط