{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید قهر کردنمان تازه باشد

باید قهر کردنمان تازه باشد
من خسته‌ام از قهرهای تکراری

از این قهرهایی باشد که من
با اخم ، یقه‌ی پیراهنت را صاف می‌کنم
تو با لبخند نگاهم می‌کنی
و یواش درِ گوشم می‌گویی :
یقه که کنده شد هیچ
این دل هم ، از این همه اخم
تکه تکه شد
می شود آشتی کنی ؟
دیدگاه ها (۱)

دروغ های تو قابل تحمل تر بود !به خاطر کودکی بود و شیطنتبه خا...

نشسته ام تنها درمیان غم هایمچمبره ای بر اشک های ریخته شده ام...

تنهــایــ ــی یعنـــ ـی . . . بیــن آدمــایــ ـی بـاشــی که ...

در صدا کردن ِ نام ِ تو❤️ یک «کجایی؟!» پنهان است❤️❤️...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۵

🌱🍒پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط