{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی پرده گویمت ،که دلم بی قرار توست

بی پرده گویمت ،که دلم بی قرار توست
بی شک ،اسیر گیسو و چشم خمار توست

تو بی خبر ،ز ،ترکش مژگان خود ،ولی
دل در مسیر راه تو، چشم انتظآر توست

ای بی خبر، ز ،عاشق بی تاب خود نظر
بنماکه نیست، غیر تو، این کار، کار توست

در حیرتم چرا ،که در این، باغ پر ز گل
این دل ،اسیر روی تو گشت و دچار توست

من با تو نیستم ولی ،هر روز و شب مدام
قلبم ،به عشق تو تپدو ،در کنار توست

باشد سروش، محرم اسرار دوستان
بی پرده گویمت که دلم بی قرار توست
؟؟
دیدگاه ها (۲)

از دور .می بوسم توراای آرزوی هرشبمشاید که با این دلخوشیپایان...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که هما...

بی اجازه دوستت دارمچشم از تو اشک از مندل از تو درد از منقلب ...

ابری شده...چشمم...که...دلی سیر بباردتا بعد تو...دیگر...به کس...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط