{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار،دلها را می ش

این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار،دلها را می شکند و اشک را در پشت پلک ها بی قرار می کند؟

این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره مقدس تو بر قلب ها می نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش می کشاند؟

آدم(ع) که برای پذیرش توبه ی خویش خدا را به اسماء الحسنی او سوگند می داد وقتی به نام تو رسید-یا قدیم الاحسان بحق الحسین-بی اختیار دلش شکست و برای اول بار حضور اشک را در چشمها تجربه کرد،از جبرئیل پرسید که چه سری است در این نام که فرق دل را می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند؟

آنگاه جبرئیل(ع) مصیبت عاشورای تو را بیان کرد آدم سیر گریست و تازه پی به راز«انی اعلم ما لا تفعلون» خداوند برد.
سید مهدی شجاعی *
دیدگاه ها (۱)

هوایه پاییز اومدهبه خونمون با رفتنتمن گریه میکنم شایداشکایه ...

جـَم کن بساط شاعریـَت راتمام شـد ...!دیروز با کسـیوسطِ شهـر ...

خوشا به بخت بلندم که در کنار منیِ تو هم قرار منی هم تو بی‌قـ...

آخر چه کند با دل من علم پزشکیوقتی که به دیدار تو بسته ضربانم...

حضرت آدم (ع) زمانی که به زمین هبوط کرد ، انوار پنج‌ تن آل‌ ع...

🚩السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام🚩"روضه ورود کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط