{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درویشی را دیدم شتابان می دوید گفتم درویش ،کجا؟گفت مراسم ع

درویشی را دیدم شتابان می دوید گفتم درویش ،کجا؟گفت مراسم عزا ، گفتم مگه کی مرده؟ آهی کشید و گفت : معرفت و وفا
دیدگاه ها (۱)

مَن هیشکی رو ندارَم ,مَن هیشکی هَم نمیخوام,مَن هیچی ندآشتم,د...

- ﻋـﺎﺷـق ﺷــﺪی ???+ ﺍﻫـﻠــﺸـ ﻧﻴــﺴﺘـم+ ﺗـﺮﺟــﻴﺤـ ﻣﻴــﺪﻣـ ﻣـﺎ...

گاهی گذشت میکنیم گاهی گذر. .و ای کاش می‌فهمیدندتفاوت این دو ...

íām τířēđ øf ęνřÿτħíŋĝș

به اون دختر هم یه اتاق دادم از وجدان درد و فکر اینکه حال ا.ت...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت 3. روانی من♡- حالا ساکت شو میخوام بخوابم+ باش (بغض)----...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط