چ
چ
pov : سناریو پسرای اسلیترین اگه
اگه یهو بشینی رو پاشون 🫣🤧
تام : داشت برای امتحان میخوند که تو کتاب رو از دستش گرفتی و گذاشتیش کنار تام تا خواست حرفی بزنه میشینی رو پاش تام از کمر میگیرتت و به خودش نزدیک میکنه و نزدیک گوشت میگه : چرا تو اتاق که هستیم همچین کاری نمیکنی ولی الان تو کتابخونه ..ام حرفی ندارم من که راضی ام بریم اتاق؟ (اهم اهم 🤦📿)
دراکو : اینو ازش یه تک پارتی در میارم
تئو : وقتی بشینی رو پاش سر تو توی سینش فرو میبره ل.ب هاشو نزدیک گوشت میاره و میگه : مثل اینکه دلت برام تنگ شده نه ؟ ا.ت هم سرشو تکون میده تئو : خیلی خب بعدن پشیمون نشی که متوقف نمیشم (خواهرم نمازتو خوندی؟)
متیو : میشینی رو پاش و دستتو دور گردنش حلقه میکنی متیو جان برادر گرام هم بلندت میکنه و میبرتت رو تخت و ...آره دیگه خودتون میدونید چی بگم
انزو : متقابل بقلت میکنه و میگه منم دوست دارم بیبی ولی الان نه (عیبابا)
ریگی : بهت میگه : میشه از روم پاشی ا.ت پاشو پا نمیشی ریگولوس: که اینطور پرتت میکنه رو مبل و روت خی.مه میزنه و ...
لایک ؟ کامنت ؟ 🫴✨
pov : سناریو پسرای اسلیترین اگه
اگه یهو بشینی رو پاشون 🫣🤧
تام : داشت برای امتحان میخوند که تو کتاب رو از دستش گرفتی و گذاشتیش کنار تام تا خواست حرفی بزنه میشینی رو پاش تام از کمر میگیرتت و به خودش نزدیک میکنه و نزدیک گوشت میگه : چرا تو اتاق که هستیم همچین کاری نمیکنی ولی الان تو کتابخونه ..ام حرفی ندارم من که راضی ام بریم اتاق؟ (اهم اهم 🤦📿)
دراکو : اینو ازش یه تک پارتی در میارم
تئو : وقتی بشینی رو پاش سر تو توی سینش فرو میبره ل.ب هاشو نزدیک گوشت میاره و میگه : مثل اینکه دلت برام تنگ شده نه ؟ ا.ت هم سرشو تکون میده تئو : خیلی خب بعدن پشیمون نشی که متوقف نمیشم (خواهرم نمازتو خوندی؟)
متیو : میشینی رو پاش و دستتو دور گردنش حلقه میکنی متیو جان برادر گرام هم بلندت میکنه و میبرتت رو تخت و ...آره دیگه خودتون میدونید چی بگم
انزو : متقابل بقلت میکنه و میگه منم دوست دارم بیبی ولی الان نه (عیبابا)
ریگی : بهت میگه : میشه از روم پاشی ا.ت پاشو پا نمیشی ریگولوس: که اینطور پرتت میکنه رو مبل و روت خی.مه میزنه و ...
لایک ؟ کامنت ؟ 🫴✨
- ۱۱.۵k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط