{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این سرما و باران یار خوشتر

در این سرما و باران یار خوشتر
نگار اندر کنار و عشق در سر

نگار اندر کنار و چون نگار
لطیف و خوب و چست و تازه و تر

در این سرما به کوی او گریزیم
که مانندش نزاید کس ز مادر

در این برف آن لبان او ببوسیم
که دل را تازه دارد برف و شکر

مرا طاقت نماند از دست رفتم
مرا بردند و آوردند دیگر

خیال او چو ناگه در دل آید
دل از جا می‌رود الله اکبر
دیدگاه ها (۲)

.

تـــــو میـــــروی ....امـــــا بدان چیـــــزے عـــــوض نمی ...

موهایت را به من بدهمی خواهمدر اوراق آفرینشدر حضور خودتدست بب...

با چشم هایت حرف دارممی خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگوی...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط