{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تماشا سوگند و به آغاز کلام

به تماشا سوگند و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه‌ای در قفس است...
حرف‌هایم،
مثل یک تکه چمن روشن بود
من به آنان گفتم:
آفتابی لبِ درگاه شماست
که اگر در بگشایید
به رفتار شما می‌تابد...
و به آنان گفتم:
سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنانی که فلز،
زیوری نیست به اندام کلنگ...
در کف دست زمین
گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن
خیره شدند...
پیِ گوهر باشید
لحظه‌ها را به چراگاه رسالت ببرید...

سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ا...

به تماشا سوگند و به آغاز کـــــــــلام و به پرواز کبوتر از...

و به انان گفتم:سنگ ارایش کوهستان نیستهمچنانی که فلز،زیوری نی...

سنگ آرایش کوهستان نیستهمچنانی که فلز ,زیوری نیست به اندام کل...

به تماشا سوگندو به آغاز کلامو به پرواز کبوتر از ذهنواژهای در...

به تماشا سوگندو به آغاز کلامو به پرواز کبوتر از ذهنواژه ای د...

من به آنان گفتم :آفتابی لب درگاه شماستکه اگر در بگشایید به ر...

به تماشا سوگندو به آغاز کلامو به پرواز کبوتر از ذهنواژه ای د...

به تماشا سوگند و به آغاز كلام و به پرواز كبوتر از ذهن واژه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط