قرارداد

قرارداد
فیک جونگکوک
پارت ۴

'خانم دوباره رد کردن
_باشه میتونی بری
'چشم
اه باز رد کرد پاشدم رفتم و سوار ماشین شدم که رسیدم شرکت جئون
رفتم داخل پیش منشی
(کسانی که اضاف میشن ولی خیلی مهم نیستند؟)
؟بفرمایید
_آقای جئون کجا هستن
+با من کاری داشتید
_اوه سلام
+سلام
_میشه صحبت کنیم
+آره بیاین تو اتاقم
_باشه
رفتم دنبالشون و وارد شدم
+خب بگو
_اومدم شخصا درخواست شراکت کنم
+آها قضیه اون
_چرا هر بار رد میکنید
ویو جونگکوک:
دختر خوشگلی بود و میخواست با ما شراکت کنه و من میتونم ازش برای نقش دوست دخترم استفاده کنم
+یه شرط داره برای شراکت
_چه شرطی
+میتونی فعلا نقش دوست دخترمو بازی کنی
_اره
+خب من باشما قرارداد میبندم و شما نقش دوست دختر منو بازی میکنید
_خب من باید چیکار کنم
+اول شماره همو بگیریم
_باشه بنویسید(گوشیشون جا به جا کردن)
+شما هم
+امشب ساعت هشت با خانواده ام قرارمیزارم و بهتون زنگ میزنم
_باشه خداحافظ
+خداحافظ
زنگ زدم به بابا
مکالمه:
+=سلام
+بابا من میخوام دوست دخترمو بیارم که ببینیدش
=واقعا
+آره
=بیارش
+ساعت۸میارمش
=باشه
ویو جیسو:
تارسیدم خونه یه لباس خوب برای امشب انتخاب کردمو...
دیدگاه ها (۴)

#مگه_دعوا_داریپارت نهمبچها پارت نهم همونتور که گفته بودم نمی...

بگید یه هایلات میسازم میزارم توش

#مگه_دعوا_داریپارت هشتمدوسال بعد:ویو لینا:تهیونگ تو گروه پیا...

لباس یونگی تو پارت چهار

برادر بی رحم من 💔🥀🖤💫part ۹"ببخشبد بعضی وقتا عصبی میشم دست هو...

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part ۱٠&هق... از رعد و برق میترسم(گریه) "...

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part ۸(خالش زنگ زده) &سلام'سلام عزیزم خوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط