پارت۲۷
چند روز بعد
صبح
ویو کوک
از خواب بیدار شدم دیدم تهیونگ رو تخت نیست دیدم کت و شلوار مشکیش رو داره میپوشه
تهیونگ: بیدار شدی
کوک: کجا میری
تهیونگ: یع سری محلوله هست باید جا. به جا کنیم
کوک: من چیکار کنم تنهایی تو خونه
تهیونگ: تلوزیون ببین کاراتو بکن نهار درست کن برو تو گوشیت
کوک: میشه امروز برم بیرونننن
تهیونگ: با کی
کوک: دوستم کای مثل اینکه از آمریکا اومده
تهیونگ: باشه ولی زود بیا
کوک: باشه
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.