{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت ما آدمها

حکایت ما آدمها
حکایت کفش هاییه
که
اگه جفت نباشند
هر کدومشون
هر چقدر هم شیک
باشندهر چقدر
هم نو باشند تا همیشه
لنگه به لنگه اند ....
دیدگاه ها (۱)

سیــنه ام یڪ دفتـــر تا خورده استواژه هایــش خیـــس و سرد و ...

مدت هاست چهره ات راعـاشـقـانـہ در ذهـنـم نقاشی می ڪنمڪـــارم...

مـن از تـو هیـچبـه‌ جـز بـودنـت نمـیےخـواهـمتمـام عمـر در آغ...

وقتی دو قلـب برای یکدیگر بتپدهیچ فاصله ای دور نیستهیچ زمانی ...

#حکایت_قدیمی ملانصرالدین و خرید کفشملانصرالدین برای خرید پاپ...

آموزش رقص بی کوماچی فصل ۳ فکر اسم آهنگشو انتقام بی هستش چقدر...

قلب های شکسته قسمت ۱۳آلبرت شانه بالا انداخت. «هیچی. فقط گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط