{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بــوی زُلف او

بــوی زُلف او

حواسم را

پَریشان کـرد و رفت...
دیدگاه ها (۱)

گر ز دیدارِ تو آگاه شوند اهلِ بهشتسَرِ مویی نفروشند به صد حو...

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیستهر چه آغاز ندارد نپذیرد انجا...

در ازل بَست دلم با سَرِ زُلفت پیوند..

یک دست جامِ باده ویک دست زلفِ یار

شب‌نشینان، عاشق افسانه‌های زلف تو،صبح‌خیزان، واله‌ی چاک گریب...

مو پریشان، ناز عریان، جَعدِ آن گیسو فریببافتم یک قصه از تو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط