شب بود دیگه شام هم بیرون خوردیم
شب بود دیگه شام هم بیرون خوردیم
+: من خوابم میاد
_: خب برو بخواب
+: عه باشه
رفتم بالا رفتم تو جام خودم رو به خواب زدم جیمین بعد 10 مین اومد بالا میخواست بغلم کنه پسش زدم
+: برو گم شو
_: چته بچه
+: اومدم بخوابم دیگه
_: اها اللن قهری
+: نه فقط دلیلی نمیدونم بهم محبت کنی
_: قهر نکن دیگه ببخشید (برش میگردونه سمت خودش)
+: برو اونور
_: عه اینجوریه پس من میرم فیلم ببینم
+: برو زودتر برو
جیمین رفت بعد نیم ساعت من خوابم برد یک ساعت بعد با کابوسی که دیدم از خواب پریدم بالشت و پتومو برداشتم رفتم پایین جیمین منو دید لبخند محوی رو لبش نشست
_: چیه بچه
+: کابوس دیدم
_: بیا ببینم
جیمین بالا تنش لخت بود و فقط یه شلوارک پاش بود رفتم پیشش
سرمو رو پاش گذاشتم و چشامو بستم
فلش بک به فردا صبح
چشامو وا کردم دیدم رو تختم اخیش دیشب دیگه بیدار نشدم ساعتو نگاه کردم ساعت7 بود
+: جیمین امروز مدرسه داریم بیدار شو
_: هوم
دیدم بیدار نمیشه اروم و ثانیه ای ل*بمو روی لب*ش گذاشتم
+: حالا بیدار شو
_: باشه
اروم چشاشو وا کرد
_: دوباره میخوام
+: پرو نشو بعدا
از رو تخت بلند شدم جیمینم بلند شد رفتم یه قهوه خوردم و لباسمو پوشیدم رفتیم دانشگاه
دوباره کلاسا تموم شد یه دختره اومد هی خودشو می مالید به جیمین
+: هوی چته هر*زه
دختره: وا تو چته دوست دارم با دوست پسرم وقت بگذرونم
جیمین خوابوند تو گوشش
_: زنیکه
رفتیم خونه لباسامو عوض کردم
_: جون چه دختری
+: چیه
بلند شد اومد جلو گفت
_: چیزیم نی تو خیلی خوردنی شدی
+: بیشور
رفتم جلو گاز گاگا های شب رو اماده کنم جیمین اومد یه ضربه به باسنم زد
+: وای خدا
_: چیه تا الان نک*ردمت برو خدارو شکر کن
+: هعی
اسلاید بعد لباسی که تن سئویون بود
+: من خوابم میاد
_: خب برو بخواب
+: عه باشه
رفتم بالا رفتم تو جام خودم رو به خواب زدم جیمین بعد 10 مین اومد بالا میخواست بغلم کنه پسش زدم
+: برو گم شو
_: چته بچه
+: اومدم بخوابم دیگه
_: اها اللن قهری
+: نه فقط دلیلی نمیدونم بهم محبت کنی
_: قهر نکن دیگه ببخشید (برش میگردونه سمت خودش)
+: برو اونور
_: عه اینجوریه پس من میرم فیلم ببینم
+: برو زودتر برو
جیمین رفت بعد نیم ساعت من خوابم برد یک ساعت بعد با کابوسی که دیدم از خواب پریدم بالشت و پتومو برداشتم رفتم پایین جیمین منو دید لبخند محوی رو لبش نشست
_: چیه بچه
+: کابوس دیدم
_: بیا ببینم
جیمین بالا تنش لخت بود و فقط یه شلوارک پاش بود رفتم پیشش
سرمو رو پاش گذاشتم و چشامو بستم
فلش بک به فردا صبح
چشامو وا کردم دیدم رو تختم اخیش دیشب دیگه بیدار نشدم ساعتو نگاه کردم ساعت7 بود
+: جیمین امروز مدرسه داریم بیدار شو
_: هوم
دیدم بیدار نمیشه اروم و ثانیه ای ل*بمو روی لب*ش گذاشتم
+: حالا بیدار شو
_: باشه
اروم چشاشو وا کرد
_: دوباره میخوام
+: پرو نشو بعدا
از رو تخت بلند شدم جیمینم بلند شد رفتم یه قهوه خوردم و لباسمو پوشیدم رفتیم دانشگاه
دوباره کلاسا تموم شد یه دختره اومد هی خودشو می مالید به جیمین
+: هوی چته هر*زه
دختره: وا تو چته دوست دارم با دوست پسرم وقت بگذرونم
جیمین خوابوند تو گوشش
_: زنیکه
رفتیم خونه لباسامو عوض کردم
_: جون چه دختری
+: چیه
بلند شد اومد جلو گفت
_: چیزیم نی تو خیلی خوردنی شدی
+: بیشور
رفتم جلو گاز گاگا های شب رو اماده کنم جیمین اومد یه ضربه به باسنم زد
+: وای خدا
_: چیه تا الان نک*ردمت برو خدارو شکر کن
+: هعی
اسلاید بعد لباسی که تن سئویون بود
- ۹۴
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط