تخیل کن...مرادر آغوش او. ک لبانش را به هرم لبانم گذاشته و
تخیل کن...مرادر آغوش او.
ک لبانش را به هرم لبانم گذاشته و پیچک شده بر اندامم..
تخیل کن بوسه های عاشقانه را تا سحر و عطش لذت یکی شدن را ک من تخیل کردم تورا و سوختم..
ک هر شب با این تخیل کابوس دیدم..حالا نوبت توست تخیل کن مرا در آغوش ملتهب او..و ببین خیانت چه طعمی دارد؛حتی فکرش را هم نمیکردی..!!
- ۲۵۹
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط