{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را با همین دستان بسته پرواز داده ام

تو را با همین دستان بسته پرواز داده ام
رفتی ولی لحظه ایی اندیشه نکردی آن که تورا بال وپر داد که بود...
دیدگاه ها (۳)

دلـم تنــگ شـده...واسه وقتی زل میـزدی تو چشمـامواسه چشمات......

دریا که آغوش تــــو باشدمن شــناگری میشوم مبتدی!مرا رهــا کن...

پشت شیشه اه می کشمقلب می کشمپاک میکنماز تو هر چه بر دلم نشست...

از دور چقدر شهر زیباستنبودم هم حتی حس نمیشودزندگی بدون من هم...

عشق بال پرواز است . با آن حتی از بلندترین دیوارها هم رد میشو...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

اَگِ‌رَفتی‌دِیگِ‌بَر‌نَگَرد‌چُون‌تو‌ُدُنیآیِ‌مَن‌هِیچ‌مُردهِ...

بسته شدن حریم هوایی شهر اندیشه ب دستور امیررضا کبودوند

پرندگان برای پرواز به دنیا می‌آیند و کرم‌ها برای خزیدن؛هر مو...

شعر جدیدم من میروم تا که تو آیی پی من شب بمیرم که تو آیی روز...

وقتی هیچ‌کسی توی دنیای زنده وجود نداشته باشه که تو رو به یاد...

خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزدبا تو آن قدر بگویم جگرم م...

فردا فردا کردن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط