زرنگی ناشیانه

زرنگی ناشیانه

مردی دندان‌درد شدیدی گرفت و پیش دندان‌پزشک رفت. پزشک گفت: «۲ سکه بده تا دندانت را بکشم.»

مرد چانه زد و گفت: «من بیشتر از یک سکه نمی‌دهم!» اما چون دندان‌پزشک کوتاه نیامد، مرد قبول کرد همان ۲ سکه را بدهد.

با این حال، برای اینکه به خیال خودش زرنگی کرده باشد، عمداً انگشتش را روی دندان سالمش گذاشت و گفت همین را بکش! پزشک هم دندان سالم را کشید.

مرد بلافاصله داد زد: «وای اشتباه شد! دندان اصلی آن یکی بود!» و این‌بار دندانی را که واقعاً درد می‌کرد نشان داد تا پزشک آن را هم بکشد.

کار که تمام شد، مرد با نیشخند گفت: «دیدی می‌خواستی پول زیادی از من بگیری؟ من از تو زرنگ‌تر بودم؛ کاری کردم که دندان‌هایم را دانه‌ای همان یک سکه حساب کنی!


💯
دیدگاه ها (۰)

معامله33جونگ‌کوک با شیطنت لبخند زد.«شوخی کردم... من نمیام. م...

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

چند پارتیپارت۲صبح که شد، عمارتِ سرخ شبیه به یک میدانِ جنگِ م...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

{محکوم به لمس } part ۲۲ 杂交种 ناگهان ترس لو رفتن در دل آرو کا...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

چند پارتی بازی ممنوع

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط