{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

O موهاش رو شونه هاش ریخته بود پنجره اتاقش رو باز

⁦:-)⁩⁦:O⁩ موهاش رو شونه هاش ریخته بود پنجره اتاقش رو باز کرد باد موهاش رو نوازش کرد سیگارش داشت می سوخت آهنگ رو زمزمه میکرد به دستای خونیش نگاه کرد اشک از چشماش اومد پایین چشماشو بست فرشته ها پرواز میکنن این و گفت و پرید:)))⁦(^^)⁩
دیدگاه ها (۱)

سـَّـــر خـٰـٰـٰـٰـٰـٰاکــٔ مـَـَـَـَـَـَن✋ اُوْنے کہِ بْیش...

َ●َ دَخَتَرَاَنَهَ عَاَشَقَ شَدَمََ○َ مَرَدَاَنَهَ دَلَمَ رَ...

↯×هیسسسس×↯ ✖ حـَرفاتـــ ــو ، دَرداتــ ــو ✔ ↯ اینجـــــ...

مـــــامـــــانمـــــ اَزَم پٌرْسیـــــد : ❔ ❓ بـا مــوه...

پارت ششم:داستان از دیدگاه جیمین: عادت داشت شب ها بره باشگاه ...

تک پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط