هرچه تکاپو کنم پازل دل جور نیست
هرچه تکاپو کنم ، پازلِ دل جور نیست
در نخِ آرامشم ، جز گره ی کور نیست
گمشده ای تشنه ام ، بر لبِ دریای شور
گرچه جوانم ولی ، در بدنم شور نیست
مانده به گودالم وُ ، تا کمرم خاکِ عشق
پا بشود باغه ای ، دستِ دلم قور نیست
هر چه به سازم زنم زخمه ی بالا وُ زیر
گوشهِ آهنگِ خوش در سرِ تنبور نیست
گر برسد بر زبان ، آتشِ سوزانِ جان
خرده به طغیانی وُ الحقِ منصور نیست
لحظه ی آزادگی ، لحظه ی پرواز ماست
بال وُ پرِ بازِ باز ، در هوسِ تور نیست
در تهِ فنجانِ ما ، از ازل افتاده ، کوه
لحظهِ افتادن از ، قله ی غم دور نیست
در نخِ آرامشم ، جز گره ی کور نیست
گمشده ای تشنه ام ، بر لبِ دریای شور
گرچه جوانم ولی ، در بدنم شور نیست
مانده به گودالم وُ ، تا کمرم خاکِ عشق
پا بشود باغه ای ، دستِ دلم قور نیست
هر چه به سازم زنم زخمه ی بالا وُ زیر
گوشهِ آهنگِ خوش در سرِ تنبور نیست
گر برسد بر زبان ، آتشِ سوزانِ جان
خرده به طغیانی وُ الحقِ منصور نیست
لحظه ی آزادگی ، لحظه ی پرواز ماست
بال وُ پرِ بازِ باز ، در هوسِ تور نیست
در تهِ فنجانِ ما ، از ازل افتاده ، کوه
لحظهِ افتادن از ، قله ی غم دور نیست
- ۷.۲k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط