پارت ۱۴
پارت ۱۴
میشه درو باز کنی بدون تو خوابم نمیبره
-باشه(درو واسش باز کرد)
مرسی
-ولی تنبیهو بیخیال(خابالو)
باشه فقط بغلت میکنم
-آفرین(خابالو با خمیازه)
(میخند)باشه برو رو تخت
ادمین:خب تهیونگ سوزی را بغل کرد و خوابیدن
ویو صبح سوزی
بلند شدم دیدم بغل تهیونگم یکم تو شک رفتم ولی یادم افتاد دیشب گفت خوابش نمیبره میخواد بیاد بغلم منم قبول کردم جالبه از خر شیطون اومد پایین و تنبیهم نکرد بیخیال از رو تخت بی سر و صدا بلند شدم رفتن آشپزخانه و رفتم پنکیک درست کنم(پنج دقیقه بعد)پنکیکو آماده کردم رفتم دنبال تهیونگ هنوز خواب بود رفت رو تخت پریدم که بنده خدا رو بیدار کردم(انگار نقشش این نبود که بچمو بلند کنه😅)
چیه خونه آتیش گرفته کسی حمله کرده کسی مرده ک(با قرار گرفتن انگشت سوزی حرفش قط شد)
-نه اومدم بگم پنکیک آمادست
تو از کی بیداری(تعجب)
-از پنج دقیقه پیش
ولی من از بغلم جم بخوری میفهمم چطوری نفهمیدم(سوالی و خیره به سوزی)
-چون غرق در خواب بودی خواب چی میدیدی(کیوت)
خواب که ندیدم فقط سیاهی دیدم ولی قیافه تو تو صورتم اکو میشد
-واگعا(کیوت)
آرع(میخنده)
-خب باشه
ویو سوزی
نمیدونم چرا حالم بد شد میخواستم بالا بیارم که سریع رفتم سمت دستشویی و کلی بالا آوردم
عزیزم خوبی؟
-نه
من میرم بیبی چک بگیرم
-واسه چی(تعجب)
شاید حامله باشی(پوزخند)
-بیشعور(خنده و داد)
خدافظ من میرم بیبی چک بگیرم)
-حتما برو
خدافظ
ویو تهیونگ
یعنی ممکنه بچه تو دلش کاشته باشم وایی(ذوقشو🥺)رفتم بیبی چک گرفتم سریع رفتم خونه بیبی چک رو به سوزی دادم رفت اتاق کاراشو انجام بده منم پایین داشتم جفتک مینداختم که ممکنه بچه دار بشیم یا نه
-تهیونگ
چی شده(سریع رفت اتاق با اشک های ریز روی گونه سوزی مواجه شد
چی شده!
-ببین اینو(با اشک)
حامله ای
-آره(گریش شدت گرفت)
این که عالیه(ذوق)
-میدونم اما(با قرار گرفتن لب تهیونگ رو لبش ساکت شد
خب اما چی(خنده رضایت)
-اگه مادر خوبی نباشم چی؟
تو بهترین مادر دنیا میشی
-اوهوم
۹ ماه بعد
-تهیونگ(داد)
چی شده؟
-فکر کنم بچه داره به دنیا میاد
مطمئنی!
-نه ماهمه(داد و گریه)
باشه باشه
ادمین:تهیونگ یه مانتو به سوزی داد و خودشم لباس بیرونی پوشید با سرعت بالا رفتن به سمت بیمارستان بچشون به دنیا اومد
زمان حال:
سوزی سوزی
-بچه کجاست؟
منظورت بچه هاست؟(پوزخند)
-آرع وایسا بچه ها!
بعله خانم دو قلو بودن
-وایی(ذوق)بچه هام کجان؟
اینجا(اشاره به بغلش)
-وایی خدا(ذوق)وایسا(اخم کرد)چرا دخترمون به تو رفته؟
خب من تو دلت کاشتم چرا پسرع شبیه توعه(دعوا دعوا هی هی دعوا)
-من نه ماه درد کشیدم
من کمرمو از دست دادم
-باشه اصن خوب شد پسر شبیه منه دختر شبیه تو
راست میگی خوبه(خنده)راستی اسمشونو چی بزاریم؟
-اسم دختر بنظرم سولی اسم پسرم تهیون
میشه درو باز کنی بدون تو خوابم نمیبره
-باشه(درو واسش باز کرد)
مرسی
-ولی تنبیهو بیخیال(خابالو)
باشه فقط بغلت میکنم
-آفرین(خابالو با خمیازه)
(میخند)باشه برو رو تخت
ادمین:خب تهیونگ سوزی را بغل کرد و خوابیدن
ویو صبح سوزی
بلند شدم دیدم بغل تهیونگم یکم تو شک رفتم ولی یادم افتاد دیشب گفت خوابش نمیبره میخواد بیاد بغلم منم قبول کردم جالبه از خر شیطون اومد پایین و تنبیهم نکرد بیخیال از رو تخت بی سر و صدا بلند شدم رفتن آشپزخانه و رفتم پنکیک درست کنم(پنج دقیقه بعد)پنکیکو آماده کردم رفتم دنبال تهیونگ هنوز خواب بود رفت رو تخت پریدم که بنده خدا رو بیدار کردم(انگار نقشش این نبود که بچمو بلند کنه😅)
چیه خونه آتیش گرفته کسی حمله کرده کسی مرده ک(با قرار گرفتن انگشت سوزی حرفش قط شد)
-نه اومدم بگم پنکیک آمادست
تو از کی بیداری(تعجب)
-از پنج دقیقه پیش
ولی من از بغلم جم بخوری میفهمم چطوری نفهمیدم(سوالی و خیره به سوزی)
-چون غرق در خواب بودی خواب چی میدیدی(کیوت)
خواب که ندیدم فقط سیاهی دیدم ولی قیافه تو تو صورتم اکو میشد
-واگعا(کیوت)
آرع(میخنده)
-خب باشه
ویو سوزی
نمیدونم چرا حالم بد شد میخواستم بالا بیارم که سریع رفتم سمت دستشویی و کلی بالا آوردم
عزیزم خوبی؟
-نه
من میرم بیبی چک بگیرم
-واسه چی(تعجب)
شاید حامله باشی(پوزخند)
-بیشعور(خنده و داد)
خدافظ من میرم بیبی چک بگیرم)
-حتما برو
خدافظ
ویو تهیونگ
یعنی ممکنه بچه تو دلش کاشته باشم وایی(ذوقشو🥺)رفتم بیبی چک گرفتم سریع رفتم خونه بیبی چک رو به سوزی دادم رفت اتاق کاراشو انجام بده منم پایین داشتم جفتک مینداختم که ممکنه بچه دار بشیم یا نه
-تهیونگ
چی شده(سریع رفت اتاق با اشک های ریز روی گونه سوزی مواجه شد
چی شده!
-ببین اینو(با اشک)
حامله ای
-آره(گریش شدت گرفت)
این که عالیه(ذوق)
-میدونم اما(با قرار گرفتن لب تهیونگ رو لبش ساکت شد
خب اما چی(خنده رضایت)
-اگه مادر خوبی نباشم چی؟
تو بهترین مادر دنیا میشی
-اوهوم
۹ ماه بعد
-تهیونگ(داد)
چی شده؟
-فکر کنم بچه داره به دنیا میاد
مطمئنی!
-نه ماهمه(داد و گریه)
باشه باشه
ادمین:تهیونگ یه مانتو به سوزی داد و خودشم لباس بیرونی پوشید با سرعت بالا رفتن به سمت بیمارستان بچشون به دنیا اومد
زمان حال:
سوزی سوزی
-بچه کجاست؟
منظورت بچه هاست؟(پوزخند)
-آرع وایسا بچه ها!
بعله خانم دو قلو بودن
-وایی(ذوق)بچه هام کجان؟
اینجا(اشاره به بغلش)
-وایی خدا(ذوق)وایسا(اخم کرد)چرا دخترمون به تو رفته؟
خب من تو دلت کاشتم چرا پسرع شبیه توعه(دعوا دعوا هی هی دعوا)
-من نه ماه درد کشیدم
من کمرمو از دست دادم
-باشه اصن خوب شد پسر شبیه منه دختر شبیه تو
راست میگی خوبه(خنده)راستی اسمشونو چی بزاریم؟
-اسم دختر بنظرم سولی اسم پسرم تهیون
- ۳.۹k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط