{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر باران بیا قدم بزنیم

زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را به هم بزنیم
وز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم...
دیدگاه ها (۱)

خانه ام هرجا بود، کاش در فاصله ای دورتر از بانگ سیاست ها بود...

عشقبازی به همین آسانیست... که دلی را بخری بفروشی مهری شادمان...

پرنـــده در صدای خوشش رنج و درد و ماتـــم نیست پرنده اهلِ شِ...

مادرم صبحی میگفت: موسم دلگیریـست من به او گفتم: زندگانی سیبی...

بیا تا با هم رویِ بال‌های نسیم سوار شویم و تمامِ شهر را بگرد...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط