{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای رعد آسمون رو تصاحب میکنه

صدای رعد آسمون رو تصاحب میکنه
سمت پنجره میرم آسمون صافه صافه یک صدای رعد دیگه تنم می لرزه ،کم کم ابر ها از زمین به آسمان‌ سقوط میکنند ،نه ابر نبود ،مرگ بود ،ابر های پنبه ای آسمان با جلوه جدید و ابر گونه مرگ تفاوت زیادی ندارد مرگ به آسمان‌ میرود و میان ابر ها جا باز میکند من نظاره گرم ،یک بار دیگر صدا می اید این بار صدای مرگ است من باز هم محکوم به تماشا هستم در حالی که مرگ دسته دسته از هم شهری هایم را اسیر میکند و میبرد

رفقای عزیزم ،اول باید بگم چقدر تک تکتونو دوست دارم ،
همیشه ترجیحم این بوده که از عقایدم اینجا زیاد حرفی نزنم ،هنوز هم همینه ترجیحم
ما باهم از هر عقیده و فکر و باوری پیش هم خوش بودیم اما یه نکته باقی میمونه که نمیتونم نگمش
لطفا اگر از اینکه به کشورتون حمله شده خوشحالید ،اینجا نباشید ،من هر عقیده ای رو می پذيرم و براش احترام قائلم جز خوشحالی از مرگ بی گناه ، ما میخواستیم اعتراضمون به گوش برسه نه شاهد مرگ هم وطنمون باشیم مگه نه؟
آخه
آدم که از آواری کشورش خوشحال نمیشه میشه؟
آدم که از مرگ ادم خوش حال نمیشه میشه...؟

مبتونید باز نشر یا اد استوریش کنید 🖤
دیدگاه ها (۴)

بکش غم کشنده را نبر ز یاد خنده را فکر نکن چه میشود ...

چه خبر خوشگلا؟

ما جز هم کی رو داریم؟

how much sorrow can I take?

صدای رعد آسمون رو تصاحب میکنهسمت پنجره میرم آسمون صافه صافه ...

نامه بی نشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط