Psychic lover
Psychic lover۴
سونا:خوب جان،چندسالته
جان:چرا باید بهت جواب پس بدم
سونا:خوب…بیا رو راست باشیم
سونا:من دکتر تو ام و باید تورو درمان کنم
پس باید تو رو خوب بشناسم
جان کمی صورتش رو به سونا نزدیک میکنه
و میگه
جان:مگه جوجه رنگی ها هم دکتر میشن؟
از این که بهم لقب جوجه رنگی داد
ناراحت شدم.
من دختر ظریفی بودم..اره راست
میگفت شبیه جوجه کوچولو بودم اما
نباید به رخم میکشید.پس منم
باید کاری میکردم که بفهمه نباید
من رو دست کم بگیره
سونا:خوب آقای جان..باید بگم اره
جوجه ها هم دکتر میشن.ولی اینش به شما
مربوط نیست.و اینکه تا شما درمان نشید پلیس ها آزادتون نمیکنن
جان:میشه قشنگ بگی مشکلم چیه؟
سونا:اختلال چند شخصیتی
جان از جاش پاشد و گفت
جان:هوففف من وقت برای خاله بازی های تو
ندارم!من کاملا سالم هستم و فک کنم اونی که مشکل داره تویی.
چه بی ادب!
سونا:میتونی بری!ولی به اون آقایی که پشت
در منتظره بگو بیاد تو
جان:من از کسی دستور نمیگیرم
سونا:هوففف آقای سونگ یو
سونگ یو:با من کاری داشتید
سونا:نه فقط بگم میتونید برین
سونگ یو:اها باشه ممنون.
سونا:خواهش میکنم🙂
(ساعت هشت)
برای خودم از بیرون غذا گرفتم چون
حوصله غذا پختن رو نداشتم.
لباسام رو عوض کردم و فیلم گذاشتم
و شروع کردم به خوردن.
فیلم واقعا قشنگ بود…ولی
بعضی جاهاش صحنه داشت
اوففف خدایی فازشون از ساختن این
فیلم ها چیه.ولی بعضی ها دوست دارنااا.
ولی خدایی خوش به حال دختره یکی رو داره
من خوبم؟وقتی یه دردی دارم به جنا پناه
میبرم.بخدا باید لز میشدم.
حوصلم سر رفته بود تصمیم گرفتم
کیک درست کنم!
رفتم سر یخچال…بله دیگه…شیر نداشتم
تصمیم گرفتم یکم زن زندگی باشم
پس آماده شدم رفتم مغازه.
سونا:خوب جان،چندسالته
جان:چرا باید بهت جواب پس بدم
سونا:خوب…بیا رو راست باشیم
سونا:من دکتر تو ام و باید تورو درمان کنم
پس باید تو رو خوب بشناسم
جان کمی صورتش رو به سونا نزدیک میکنه
و میگه
جان:مگه جوجه رنگی ها هم دکتر میشن؟
از این که بهم لقب جوجه رنگی داد
ناراحت شدم.
من دختر ظریفی بودم..اره راست
میگفت شبیه جوجه کوچولو بودم اما
نباید به رخم میکشید.پس منم
باید کاری میکردم که بفهمه نباید
من رو دست کم بگیره
سونا:خوب آقای جان..باید بگم اره
جوجه ها هم دکتر میشن.ولی اینش به شما
مربوط نیست.و اینکه تا شما درمان نشید پلیس ها آزادتون نمیکنن
جان:میشه قشنگ بگی مشکلم چیه؟
سونا:اختلال چند شخصیتی
جان از جاش پاشد و گفت
جان:هوففف من وقت برای خاله بازی های تو
ندارم!من کاملا سالم هستم و فک کنم اونی که مشکل داره تویی.
چه بی ادب!
سونا:میتونی بری!ولی به اون آقایی که پشت
در منتظره بگو بیاد تو
جان:من از کسی دستور نمیگیرم
سونا:هوففف آقای سونگ یو
سونگ یو:با من کاری داشتید
سونا:نه فقط بگم میتونید برین
سونگ یو:اها باشه ممنون.
سونا:خواهش میکنم🙂
(ساعت هشت)
برای خودم از بیرون غذا گرفتم چون
حوصله غذا پختن رو نداشتم.
لباسام رو عوض کردم و فیلم گذاشتم
و شروع کردم به خوردن.
فیلم واقعا قشنگ بود…ولی
بعضی جاهاش صحنه داشت
اوففف خدایی فازشون از ساختن این
فیلم ها چیه.ولی بعضی ها دوست دارنااا.
ولی خدایی خوش به حال دختره یکی رو داره
من خوبم؟وقتی یه دردی دارم به جنا پناه
میبرم.بخدا باید لز میشدم.
حوصلم سر رفته بود تصمیم گرفتم
کیک درست کنم!
رفتم سر یخچال…بله دیگه…شیر نداشتم
تصمیم گرفتم یکم زن زندگی باشم
پس آماده شدم رفتم مغازه.
- ۴.۷k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط