part
part¹¹
وقتی بیدار شدیم ساعت 2 بعد از ظهر بود
خب حالا وقت گردشه
لباسامونو پوشیدیم و مایوهامونم برداشتیم
رفتیم دنبال پسرا
اوناعم اماده بودن
خلاصه رفتیم کلی اب بازی کردیمو قایق سوار شدیم و کلی خوش گذروندیم
داشتم تو گوشی دنبال خونه میگشتم که یکیش خیلی چشممو گرفت
2 تا اتاق داشت طراحی خونم جالب بود
+بچه هااااا
_چتهه ریدم ب خودمم
÷جون ندی یع وقت
×خب بگو چته
+یه خونه پیدا کردم خیلی طراحی داخلی و بیرونیش خوب بود 2 خوابه بود قیمتشم اوکی بود ببینید
خلاصه موافقت کردن قرار شد برگشتیم معاملش کنیم
÷راستی منو میچا میخوایم 2 تایی بریم یه جایی
+کجا
×به خودمون ربط داره
_بی خیدیمین ریبط دیرع(مسخرش کر)
×گگگگگ
منو کوک برگشتیم هتل که یه استراحتی کنیم و یه چیزی بخوریم
دوکبوکی سفارش داده بودیم خوردیم و تموم شد
بعد داشتیم فیلم میدیدیم که یدفه خیلیصحنه دار شد
خواستم بزنم بره که کوک دستمو کشید و منو انداخت رو خودش
و شروع کرد بوسیدن لبام
بعد 5 مین جدا شدیم و گفتم
+مطمئنی کارمون درسته؟
_تو اول و اخر برای منی حالا چه دیر چه زود
همینطوری بدنم و لمس میکرد و میرفت پایین تر
(بقیش به ذهن های کثیف خودتون ربط داره😊😂)
بعد از کارمون رفتیم حموم و بعد لباسامونو پوشیدیم دلم درد میکرد رو تختی رو جم کردم انداختم سطل اشغال
بعد رفتم پیش کوک
و استینش با حالت کیوت گرفتم
و گفتم
+دلم درد میکنه
_بیا بغلم کوچولوم
بغلم کرد و اروم سرمو نوازش میکرد
تو بغلش اروم گریه میکردم
_هی هی چیشده بیبی
+دلم درد میکنه کوک یکمم میترسم
_از چی میترسی بیب من پیشتم بعد
بهم گفت استراحت کنم و خودشم از
هتل رفت بیرون رفتنشو از پنجره دیدم بعد نشستم رو مبل و تلویزیون روشن کردم شبکه هارو اینور اون طرف میکردم که یه تبلیغ برگر دیدم خیلی هوس کرده بودم همینطوری داشتم نگاه میکردم که نفهمیدم زمان چطوری گذشت و تقریبا20 دقیقه گذشته بود که کوک اومد
با کلی کیسه تو دستش
بیا بیب
+عررر چقد خوراکیییی
_همش برا توعه
وقتی بیدار شدیم ساعت 2 بعد از ظهر بود
خب حالا وقت گردشه
لباسامونو پوشیدیم و مایوهامونم برداشتیم
رفتیم دنبال پسرا
اوناعم اماده بودن
خلاصه رفتیم کلی اب بازی کردیمو قایق سوار شدیم و کلی خوش گذروندیم
داشتم تو گوشی دنبال خونه میگشتم که یکیش خیلی چشممو گرفت
2 تا اتاق داشت طراحی خونم جالب بود
+بچه هااااا
_چتهه ریدم ب خودمم
÷جون ندی یع وقت
×خب بگو چته
+یه خونه پیدا کردم خیلی طراحی داخلی و بیرونیش خوب بود 2 خوابه بود قیمتشم اوکی بود ببینید
خلاصه موافقت کردن قرار شد برگشتیم معاملش کنیم
÷راستی منو میچا میخوایم 2 تایی بریم یه جایی
+کجا
×به خودمون ربط داره
_بی خیدیمین ریبط دیرع(مسخرش کر)
×گگگگگ
منو کوک برگشتیم هتل که یه استراحتی کنیم و یه چیزی بخوریم
دوکبوکی سفارش داده بودیم خوردیم و تموم شد
بعد داشتیم فیلم میدیدیم که یدفه خیلیصحنه دار شد
خواستم بزنم بره که کوک دستمو کشید و منو انداخت رو خودش
و شروع کرد بوسیدن لبام
بعد 5 مین جدا شدیم و گفتم
+مطمئنی کارمون درسته؟
_تو اول و اخر برای منی حالا چه دیر چه زود
همینطوری بدنم و لمس میکرد و میرفت پایین تر
(بقیش به ذهن های کثیف خودتون ربط داره😊😂)
بعد از کارمون رفتیم حموم و بعد لباسامونو پوشیدیم دلم درد میکرد رو تختی رو جم کردم انداختم سطل اشغال
بعد رفتم پیش کوک
و استینش با حالت کیوت گرفتم
و گفتم
+دلم درد میکنه
_بیا بغلم کوچولوم
بغلم کرد و اروم سرمو نوازش میکرد
تو بغلش اروم گریه میکردم
_هی هی چیشده بیبی
+دلم درد میکنه کوک یکمم میترسم
_از چی میترسی بیب من پیشتم بعد
بهم گفت استراحت کنم و خودشم از
هتل رفت بیرون رفتنشو از پنجره دیدم بعد نشستم رو مبل و تلویزیون روشن کردم شبکه هارو اینور اون طرف میکردم که یه تبلیغ برگر دیدم خیلی هوس کرده بودم همینطوری داشتم نگاه میکردم که نفهمیدم زمان چطوری گذشت و تقریبا20 دقیقه گذشته بود که کوک اومد
با کلی کیسه تو دستش
بیا بیب
+عررر چقد خوراکیییی
_همش برا توعه
- ۳.۲k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط