روزی به دلبری نظری کرد چشم من

روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد

عشق آمد آن چنان به دلم در زد آتشی
کز وی هزار سوز مرا در جگر فتاد
#سعدی
دیدگاه ها (۲)

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفتآیا چه خطا دید که از راه ...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

🔹صدراعظم آقا محمدخان قاجار در مدت صدارتش تمام خویشان و اقوام...

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

معرفی قفسِ طلایی (Golden Cage)جئون جونگ کوک.24ساله.مافیا کیم...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

وقتی لب تو خنده زد

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط