{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part32
.
.
وقتی چشماشو باز کرد که هوا تاریک شده بود نمیدونست چند ساعت خوابش برده ولی الان دیگه شب شده بود، از رو تخت پاشد و به آشپزخونه رفت یه لیوان اب پرتقال ریخت و گیتارو ازکنار کانتر برداشت
ولی یونجونو ندید.. اطرافو گشت تا ببینه کجاست که توجهش به صدایی که از بالکن میومد جلب شد
_من اینجام
با ماگ و گیتار تو دستش وارد بالکن شد، یه میز کوچیک وسطش بود و سه تا صندلی هم دورش یونجون روی صندلی سمت چپ نشسته و پاشو رو پاش انداخته بود و داشت سیگار میکشید رفت و رو صندلی کناریش نشست و گیتارو کنار صندلی گذاشت
+سردت نیست؟
_نه تازه اومدم اگه داخل سیگار میکشیدم بیدار میشدی
نگاه یونجون به منظره جلوش بود که شامل ساختمون ها و تعدادی درخت با برنگ های زرد و خشک شده بود، هیچ احساسی از رو حالت صورتش مشخص نبود بوم داخلرفت و از رو کاناپه یه پتو اورد و روی خودش و یونجون کشید و به نگاه های متعجب یون توجهی نکرد ماگشو تو دستش گرفت و به جایی که یونجون نگاه میکرد خیره شد
_الان حالت بهتره؟
+اره خوبم
گفت و یه قلپ از اب پرتقالشو نوشید
_منظره قشنگیه نه؟
بوم نگاهی به نیم رخ زیبای یونجون انداخت که لبخند کم رنگی رو لباش بود از چشمای روباهیش گرفته تا لب های خوش فرمش.. هر چیزی که به یونجون ربط داشت براش قشنگ بود، لبخند یونجون کم کم محو شد، سیگارشو پایین پرت کرد و دوباره همون نقاب خونسرد روی صورتش اومد
_اونجوری نگام نکن
بوم که تا اون لحظه متوجه نشده بود چه مدت به یون خیره شده با حرفش تعجب کرد
+چجوری؟
یونجون هم نگاهشو از جلوش. گرفت و به چشمای شکلاتی و گرد بوم داد، هنوز هم احساسی از نگاهش معلوم نبود و این بوم رو اذیت میکرد
_همینجوری که الان نگام میکردی.. آروم و با احساس.. جوریکه انگار بهم اهمیت میدی!
+چ... چرا؟ مگه بده؟
_اره! من از اون نگاها بدم میاد.. اهمیت دادن همیشه تاوان داره
بوم سرشو پایین انداخت و نفس عمیقی کشید و دوباره به چشمای یون نگاه کرد
+تمرین کنیم؟
گفت و به گیتار اشاره کرد
_اره
بوم گیتارو برداشت و اهنگ های مختلفی مثل silent crying رو نواخت و یونجون بی صدا بهش خیره شده بود
+هی حواست هست؟
_چی؟
+دارم ازت نظر میپرسم.. وایسا اصلا گوش میدی؟
_اره.. اره گوش میدم
+حالت خوبه؟
یونجون دوباره به منظره جلوش نگاه کرد
_فکر کنم اره
و سرشو تکون داد انگار داشت خودشو قانع میکرد بوم میتونست حس بدی که یونجون دارهرو حس کنه پس گیتارو گذاشت همون جای قبلی
+بیا بقیشو فردا ادامه بدیم
یونجون اول نگاهی مردد به بوم انداخت و بعد سرشو اروم تکون داد
_اوک پس شبت به خیر
جوری که انگار منتظر این حرف بوده بلند شد و داخل رفتو چراغارو خاموش کرد و خودشو روی کاناپه انداخت، بوم هم بلند شد و بعد گفتن شب به خیری به یونجون سمت اتاق رفت تا دوباره بخوابه... اگه بتونه!
یونجون نیم ساعتی بود که روی کاناپه جابجا میشد ولی نمیتونست بخوابه از جاش بلند شد و سمت اتاق سمت چپ رفت و درشو باز کرد، دفترچه روی میزو برداشت و بازش کرد، روی تخت نشست و شروع کرد به نوشتن....
دیدگاه ها (۱)

کنسرتو دیدید؟ خیلی قشنگ بودددقسمت هایی از کنسرت دیروز اپدیت ...

"من از امروز انسانم"

موزیک ویدیوی SWIM ترک اصلی البوم ARIRANGخیلی خوبهههه

چند تا از عکسای اعضا برای البوم اریرانگبچه ها اولا به همتون ...

part30. . +امروز قرار بود رو موزسک اول کار کنیم نه؟ حالا که ...

part29. . یونجون بوم رو بلند کرد و روی تخت خودش گذاشت و لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط