باز کن گیسو که گندمزار را حس میکنم
باز کن گیسو که گندمزار را حس میکنم
پیچ و تابی از تن دلدار را حس میکنم
دامنت را پهن کن از وسعت این دشت سبز
بوی شب بوهای این گلزار را حس میکنم
در فضای عطر دستان لطیف و ساده ات
من هوای پاک شالیزار را حس میکنم
پلکهایت را که بر هم میزنی ای آفتاب
گرمی شیرین یک دیدار را حس میکنم
از برایم عید یک دریا جنوب آورده است
با تو فرداهای بی تکرار را حس میکنم
در خیالم پخش کن از عطر گیسویت که من
با تو شور گرم گندمزار را حس میکنم
پیچ و تابی از تن دلدار را حس میکنم
دامنت را پهن کن از وسعت این دشت سبز
بوی شب بوهای این گلزار را حس میکنم
در فضای عطر دستان لطیف و ساده ات
من هوای پاک شالیزار را حس میکنم
پلکهایت را که بر هم میزنی ای آفتاب
گرمی شیرین یک دیدار را حس میکنم
از برایم عید یک دریا جنوب آورده است
با تو فرداهای بی تکرار را حس میکنم
در خیالم پخش کن از عطر گیسویت که من
با تو شور گرم گندمزار را حس میکنم
- ۲.۰k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط