{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیراهن کهنه ات را دور نینداز!

پیراهن کهنه ات را دور نینداز!
من
توی همان چهارخانه های ریز
نفس کشیدم...
گریه کردم،خندیدم...
من همان جا بزرگ شدم
دور نینداز لعنتی جان...
پیراهنت
خانه ی پدری من است!
دیدگاه ها (۲)

من از شَرع چیزی نمیدانمخودم را میدانمدلم راو تو راحتی اگر مم...

خــیلی وقـت است بی تآبَم!!!دلــم یک تآب می خـــــوآهدُ یک هُ...

خودم را قانع می‌کنم که شاید نمی‌خواند،که شاید به گوشش نمی‌رس...

بگذار زمانه از حسادت بترڪد ،😒 وقتی چشم ندارد ڪه ببیند ،😍 " ا...

برادر ناتنی فصل دوم part 7ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط