این که میانش گیر کردهایم هزارتوی دردهاست، ما داریم امتحا
این که میانش گیر کردهایم هزارتوی دردهاست، ما داریم امتحان میشویم.
باید در گنگترین قسمت این هزارتوی تاریک هم راهمان را به سمت نور پیدا کنیم. مشعل، لبخند ماست و امید، راهنمای ما...
لبخند بزن خوبِ من! و امیدوار باش به گذار از این تاریکی. من به امید و لبخندهای تو نیاز دارم. برای وقتهایی که راه گم کردهام، برای وقتهایی که امیدی به یافتن نور ندارم، برای وقتهایی که کز کردهام کنج هزارتوی دردها و نه مشعلی دارم برای عبور از این مسیر سرد و تاریک و نه راهنمایی برای رسیدن به نور.
لبخند بزن و از روزهای خوب بگو که ما نیاز داریم به حرفهای خوب... که من نیاز دارم به حرفهای خوب.
کمی دیگر تحمل کن رفیق،
ما این هزارتوی تاریک را پشت سر خواهیم گذاشت و زخمهامان را با آفتاب، مداوا خواهیمکرد. میدانم...
باید در گنگترین قسمت این هزارتوی تاریک هم راهمان را به سمت نور پیدا کنیم. مشعل، لبخند ماست و امید، راهنمای ما...
لبخند بزن خوبِ من! و امیدوار باش به گذار از این تاریکی. من به امید و لبخندهای تو نیاز دارم. برای وقتهایی که راه گم کردهام، برای وقتهایی که امیدی به یافتن نور ندارم، برای وقتهایی که کز کردهام کنج هزارتوی دردها و نه مشعلی دارم برای عبور از این مسیر سرد و تاریک و نه راهنمایی برای رسیدن به نور.
لبخند بزن و از روزهای خوب بگو که ما نیاز داریم به حرفهای خوب... که من نیاز دارم به حرفهای خوب.
کمی دیگر تحمل کن رفیق،
ما این هزارتوی تاریک را پشت سر خواهیم گذاشت و زخمهامان را با آفتاب، مداوا خواهیمکرد. میدانم...
- ۲.۱k
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط