بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
وقتی گفته میشود: آوردهاند و می برند، یعنی به وجود فاعل در این آمد و شد، اذعان و اقرار دارند؛اگر چه به خاطر لجاجت، از خالق کریم نامی نیاورند و او را یک انرژی ناشناخته بنامند!
پاسخ به این پرسش، چند وجه متفاوت دارد؛ به عنوان مثال: آیا مقصود از انسان روح اوست، یا بدن او؟ بدیهی است که بدن انسان، از عدم پدید نیامده، بلکه از نطفهای که در رحِمِ مادر قرار گرفته پدید آمده است. اما روح او نیز ازلی نیست، بلکه از امر خدا به او دمیده شده است؛ یعنی از عالَم خلق نیست، بلکه از عالَم امر است: وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا - و در باره روح از تو مىپرسند، بگو روح از سنخ فرمان پروردگار من است و به شما از دانش، جز اندكى داده نشده است.(سوره اسراء آیه 85)
وجه دیگر، مقصود از عدم می باشد؛ اگر مقصود این است که انسان پیش از خلقت نبوده و سپس خلق شده است، درست است؛ اما اگر مقصود این است که آدمی از هیچ خلق شده، درست نیست؛ چرا که خالق علیم و حکیم، او را خلق نموده است.
عالَم خلقت، همه حادث است، یعنی پدیده است. هیچ چیزی جز ذات مقدس حق تعالی، ازلی نیست؛ یعنی هستی عین ذاتش نیست که همیشه بوده باشد؛ بلکه پس از نبودن، خلق شدهاند و پدید آمدهاند.
امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام فرمودند: أَنْشَأَ الخَلْقَ إنْشَاءً، وَابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً - بساط هستی را بی ماده پيشين بگسترانيد و نخستين بنياد خلقت را بی سابقه هستی بنا نهاد.(فرازی از خطبه 1 نهج البلاغه)
بنابراین، تمامی موجودات، پس از نیستی، هستی یافتهاند؛ اما، این بدان معنا نیست که گفته شود: موجودات از عدم خلق شدهاند، چرا که به امر خداوند سبحان، که هستی و کمال محض میباشد، آفریده شدهاند و همه از او هستی یافتهاند، نه از عدم!
به عنوان مثال : دانشمند نویسندهای، نوشتن یک کتاب را آغاز میکند و به انجام می رساند؛ آیا این کتابی که پیش از نوشتن نبوده و سپس نوشته شده و پدید آمده است، از عدم پدید آمده است، یا به واسطۀ ارادۀ دانشمندِ نویسنده، پدید آمده است؟!
عدم : مفهوم عدم، یک امر اعتباری و قراردادی میباشد که برای تعریف نیستی وضع شده است؛ لذا چیزی به عنوان عدم، وجود خارجی ندارد، چرا که اگر وجود می داشت، دیگر عدم نبود.
عدم یعنی نیستی، چنان که نقصانها یا به تعبیری شرور، همه در مقابل هستی و بودن تعریف میشوند، وگرنه وجودی ندارند که تعریف شوند.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
وقتی گفته میشود: آوردهاند و می برند، یعنی به وجود فاعل در این آمد و شد، اذعان و اقرار دارند؛اگر چه به خاطر لجاجت، از خالق کریم نامی نیاورند و او را یک انرژی ناشناخته بنامند!
پاسخ به این پرسش، چند وجه متفاوت دارد؛ به عنوان مثال: آیا مقصود از انسان روح اوست، یا بدن او؟ بدیهی است که بدن انسان، از عدم پدید نیامده، بلکه از نطفهای که در رحِمِ مادر قرار گرفته پدید آمده است. اما روح او نیز ازلی نیست، بلکه از امر خدا به او دمیده شده است؛ یعنی از عالَم خلق نیست، بلکه از عالَم امر است: وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا - و در باره روح از تو مىپرسند، بگو روح از سنخ فرمان پروردگار من است و به شما از دانش، جز اندكى داده نشده است.(سوره اسراء آیه 85)
وجه دیگر، مقصود از عدم می باشد؛ اگر مقصود این است که انسان پیش از خلقت نبوده و سپس خلق شده است، درست است؛ اما اگر مقصود این است که آدمی از هیچ خلق شده، درست نیست؛ چرا که خالق علیم و حکیم، او را خلق نموده است.
عالَم خلقت، همه حادث است، یعنی پدیده است. هیچ چیزی جز ذات مقدس حق تعالی، ازلی نیست؛ یعنی هستی عین ذاتش نیست که همیشه بوده باشد؛ بلکه پس از نبودن، خلق شدهاند و پدید آمدهاند.
امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام فرمودند: أَنْشَأَ الخَلْقَ إنْشَاءً، وَابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً - بساط هستی را بی ماده پيشين بگسترانيد و نخستين بنياد خلقت را بی سابقه هستی بنا نهاد.(فرازی از خطبه 1 نهج البلاغه)
بنابراین، تمامی موجودات، پس از نیستی، هستی یافتهاند؛ اما، این بدان معنا نیست که گفته شود: موجودات از عدم خلق شدهاند، چرا که به امر خداوند سبحان، که هستی و کمال محض میباشد، آفریده شدهاند و همه از او هستی یافتهاند، نه از عدم!
به عنوان مثال : دانشمند نویسندهای، نوشتن یک کتاب را آغاز میکند و به انجام می رساند؛ آیا این کتابی که پیش از نوشتن نبوده و سپس نوشته شده و پدید آمده است، از عدم پدید آمده است، یا به واسطۀ ارادۀ دانشمندِ نویسنده، پدید آمده است؟!
عدم : مفهوم عدم، یک امر اعتباری و قراردادی میباشد که برای تعریف نیستی وضع شده است؛ لذا چیزی به عنوان عدم، وجود خارجی ندارد، چرا که اگر وجود می داشت، دیگر عدم نبود.
عدم یعنی نیستی، چنان که نقصانها یا به تعبیری شرور، همه در مقابل هستی و بودن تعریف میشوند، وگرنه وجودی ندارند که تعریف شوند.(ادامه دارد...)
- ۳۹
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط