{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشت می گفت خداحافظ و #مادر_می_سوخت

داشت می گفت خداحافظ و #مادر_می_سوخت
آب می ریخت ولی کوچه سراسر می سوخت
رودی از شهر خودش بود و به دریا می رفت
روزگاری که در آتش ، #تن_کشور_می_سوخت
دیدگاه ها (۳)

#مادرها_میفهمن_فقط...!خیلی سخته آدم استخونی رو که تو وجود خو...

#پیری و #مرگعجب غصه ی جان فرسایی است!تا جوانیم #دعا کن به #ش...

#عاشقانه_آمدید مثل نسیم و #عارفانه_رفتید مثل قاصدک

می خواهید #خدا_عاشق_شما_شود...قلم می زنید برای خدا باشد؛گام ...

کوچه‌ای که قواعد خودش رو خودش نوشته!باورم نمی‌شد یک کوچه دو ...

⁨⁨⁨⁨⁨کوچه‌ای که قواعدش را خودش نوشته❤️باورم نمی‌شد یک کوچه د...

زاینده رودِ عزیزمان 🩷صدای آب 🌊صدای باد 💨چرا دیدن آب روان این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط