چند پارتی وقتی خانوادش راضی نبودن پارت ۱
ملیسا :سلام من ملیسام ۲۰ سالمه و جونگکوک دوست پسرم ۲۹ سالشه من و جونگکوک ی ۲ ۳ سالی میشه باهام هستیم واقعا از هم دیگه خوشمون میاد و همو دوس داریم منو و جونگکوک از ی مغازهی برند لباس گرون و معروف باهم اشناشدیم خب جونگکوک به عنوان خریدار لباس اومده بود ولی من نه من وضع مالی خوبی نداشتم و اونجا فروشندگی میکردم چون برند گرونی بود پول خوبی هم بهم میداد ی روز از روزای پاییزی که هوا دلگیر بود داخل مغازه بودم امروز خودم تنها بودم و هیچ کسی از فروشنده ها نبود تنهای تنها بودم ناراحت بودم خیلی هم ناراحت بخاطر اینکه دیروز تولد یکی از داف ترین دختر کلاسمون بود ی مهمونی بزرگ گرفته بود همه ی دخترا با دوست پسراشون میرفتن خود دختره هم با دوست پسرش که یکی از جذاب ترین پسرای مدرسه بود مهمونی رو گرفته بود منو و دوستم هم دعوت شدیم ولی وقتی فهمید دوست پسر ندارم گفت تو نیا!!!
ولی دوستم با دوست پسرش رفت اونم به اسرار من چون بخاطر من نمیخواست بره از ۱۴ سالگیم که پدر و مادرم و از دست دادم هیچ کس منو نخواست و خودم کار کردم و بزرگ شدم بغضی بد گلوم رو فشار میداد هیچ کس نمیخواستم حتی هیچ پسری باهام دوست نمیشد تو همین حال و هوا بودم که با صدای جونگکوک به خودم اومدم
_ببخشید خانم؟
+بفرمایید جناب درخدمتم
با اشکی که تو چشمام جمع شده بود و بینی قرمزم به سمتش رفتم
_از این کت سایز منو دارید؟
+الان چک میکنم.......بفرمایید این سایز شما
-مرسی مادام
به سمت اتاق پرو رفت و منو با خودش اتاق پرو برد(نوچ نوچ نوچ منحرف داخل اتاق پرو نه بیییرونشش)هعی لباس میپوشید و از من نظر میخواست و منم جواب صادقانم رو بهش میدادم
ویو کوک: چه دختر خوشکلیه خیلی ازش خوشم اومده وقتی میگن عشق در یک نگاه یعنی اینه؟ میخوره بچه باشه سنش کمه اگه زیر ۱۸ بود باهاش دوست نمیشم هنوز کوچیکه رفتیم صندوق که حساب کنیم
ببخشید خانم
+بفرمایید
_چندسالتوته
+من؟امم۱۷سالمه
اههه گندش بزنه زیر ۱۸ سالشه ای خداااا
+البته دارم میرم تو ۱۸
داره میره تو ۱۸؟؟؟ عالیهه خدا مرسیییی
_چه عالی ببخشید من میتونم شماره شما رو داشته باشم؟؟
+شماره ی منو برای چی؟؟
_حقیقا ازتون خوشم اومده دوست پسر که ندارید؟؟
+اوه نه ندارم ببخشیدا ی سال چرا خودتون رو پوشاندید؟
_خب من...امم..من ادم معروفیم ی ایدل ی کیپاپ ولی ازتون خواهش میکنم اگه هم پیشنهادمو رد میکنید هیچکسی نباید بفهمه که بهتون پیشنهاد دادم
+وایی اشکال نداره برید تو رابطه؟؟ باشه خیالتون راحت به کسی نمیگم
_اونش مهم نیست ممنونم میشه شمارتون رو بدید؟
+بله بفرماید.....
_ممنونم باهات هماهنگ میکنم خوشگلم
و رفت
ملیسا:وایییی از اولش که اومد داخل گفتم که چه جلتمنه یعنی منم دوست پسر دارم دیگه؟؟ نه بصبر شاید از هم خوشتون نیومد بعد من سنش رو نپرسیدم
بعد از اون روز با کوک دیت های زیادی رفتیم فهمیدم ۲۷ سالشه ازم ۱۰ سال بزرگ تر بود و این قضیه یکم اذیت کننده بود ولی ما قرار بود باهم باشیم نه سن هامون که سن فقط ی عدده الان از اون روز ۳ سال میگذره منو و کوک هنوز باهمیم دانشگاه هم رفتم و تونستم شغلی مرتبت با رشته ام پیدا کنم بارها کوک خواست کمکم کنه یا گفت نرو سرکار و خودم پولت میدم ولی من نمیخواستم اون هزینم کنه کوک به شرکتش گفته که با منه ی اونا هم بعد کلی سختی قبول کردن منو و کوک میخوایم باهم نامزد کنیم و رابطمون رو جدی تر کنیم کمپانی هم موافقت کرد و چیزی نگفت ولی خانواده ی کوک......
ادامه دارد ببخشید گلا اگه بد شده نظراتتون رو کامنت کنید ببخشید نبودم مشکل داشتم
ولی دوستم با دوست پسرش رفت اونم به اسرار من چون بخاطر من نمیخواست بره از ۱۴ سالگیم که پدر و مادرم و از دست دادم هیچ کس منو نخواست و خودم کار کردم و بزرگ شدم بغضی بد گلوم رو فشار میداد هیچ کس نمیخواستم حتی هیچ پسری باهام دوست نمیشد تو همین حال و هوا بودم که با صدای جونگکوک به خودم اومدم
_ببخشید خانم؟
+بفرمایید جناب درخدمتم
با اشکی که تو چشمام جمع شده بود و بینی قرمزم به سمتش رفتم
_از این کت سایز منو دارید؟
+الان چک میکنم.......بفرمایید این سایز شما
-مرسی مادام
به سمت اتاق پرو رفت و منو با خودش اتاق پرو برد(نوچ نوچ نوچ منحرف داخل اتاق پرو نه بیییرونشش)هعی لباس میپوشید و از من نظر میخواست و منم جواب صادقانم رو بهش میدادم
ویو کوک: چه دختر خوشکلیه خیلی ازش خوشم اومده وقتی میگن عشق در یک نگاه یعنی اینه؟ میخوره بچه باشه سنش کمه اگه زیر ۱۸ بود باهاش دوست نمیشم هنوز کوچیکه رفتیم صندوق که حساب کنیم
ببخشید خانم
+بفرمایید
_چندسالتوته
+من؟امم۱۷سالمه
اههه گندش بزنه زیر ۱۸ سالشه ای خداااا
+البته دارم میرم تو ۱۸
داره میره تو ۱۸؟؟؟ عالیهه خدا مرسیییی
_چه عالی ببخشید من میتونم شماره شما رو داشته باشم؟؟
+شماره ی منو برای چی؟؟
_حقیقا ازتون خوشم اومده دوست پسر که ندارید؟؟
+اوه نه ندارم ببخشیدا ی سال چرا خودتون رو پوشاندید؟
_خب من...امم..من ادم معروفیم ی ایدل ی کیپاپ ولی ازتون خواهش میکنم اگه هم پیشنهادمو رد میکنید هیچکسی نباید بفهمه که بهتون پیشنهاد دادم
+وایی اشکال نداره برید تو رابطه؟؟ باشه خیالتون راحت به کسی نمیگم
_اونش مهم نیست ممنونم میشه شمارتون رو بدید؟
+بله بفرماید.....
_ممنونم باهات هماهنگ میکنم خوشگلم
و رفت
ملیسا:وایییی از اولش که اومد داخل گفتم که چه جلتمنه یعنی منم دوست پسر دارم دیگه؟؟ نه بصبر شاید از هم خوشتون نیومد بعد من سنش رو نپرسیدم
بعد از اون روز با کوک دیت های زیادی رفتیم فهمیدم ۲۷ سالشه ازم ۱۰ سال بزرگ تر بود و این قضیه یکم اذیت کننده بود ولی ما قرار بود باهم باشیم نه سن هامون که سن فقط ی عدده الان از اون روز ۳ سال میگذره منو و کوک هنوز باهمیم دانشگاه هم رفتم و تونستم شغلی مرتبت با رشته ام پیدا کنم بارها کوک خواست کمکم کنه یا گفت نرو سرکار و خودم پولت میدم ولی من نمیخواستم اون هزینم کنه کوک به شرکتش گفته که با منه ی اونا هم بعد کلی سختی قبول کردن منو و کوک میخوایم باهم نامزد کنیم و رابطمون رو جدی تر کنیم کمپانی هم موافقت کرد و چیزی نگفت ولی خانواده ی کوک......
ادامه دارد ببخشید گلا اگه بد شده نظراتتون رو کامنت کنید ببخشید نبودم مشکل داشتم
- ۱۰.۵k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط