{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتم عکاس بودم.

دوست داشتم عکاس بودم.
کادر می بستم روی صورت دوست داشتنی های زندگیـَم
میگفتم یک دو ...سیـــب!
(این سیبِ آخر را یک جوری می گفتم که لبخندشان از کادر بزند بیـــرون!)
و لبخندشان را...
تصویرِ مثبتِ زندگی بخششان را...
ثبت می کردم.
قاب می گرفتم
و می گذاشتم کنجِ طاقچه ی دلم...
اصلا شاید یک سبکِ نوینِ عکاسی خلق می کردم
به نامِ خنــده ی حیات بخــش.
#مهسا_پناهی💙
دیدگاه ها (۱۵)

#سروش_کلهر

#چشم_قهوه ای 😓

# نازنین_ بیاتی

بالاخره دانشگاه تموم شد با همه ی دردسرهاش😥 😞

I'm not jealous part 27این داداش من هم معلوم نیست چشهبا دست ...

I'm not jealouspart 5رفتم دستشویی دیگه نمیگم چکار کردم خودتو...

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط