{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران میبارد...

باران میبارد...
کودک به چکمه های پاره اش نگاهی می اندازد...
سرش را بالا میگیرد ومیگوید خدایا امشب میدوزمش گریه نکن
دیدگاه ها (۲)

عاشق شدن تقصیر من نیست،کار خداست..وشایدم حقیقتا گناه ازچشمها...

به دوش میکشم حجم سنگین تنهایی ام را...قامت خمیده ام را به قض...

چیزی شبیه معجزه است وقتی که هرشب به خیر میگذرد بی آنکه کسی ب...

نه تو میمانی نه من..ونه اندوه..و نه هیچ یک ازمردم این آبادی....

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

من هزار بار گریه کردم باهاش گذشته اوبانای توضیح این ویدیو : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط