مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

خب...

خب...
من فقط یکم؛
خسته ام!
از گریه هایِ طولانی
از دلتنگیِ زیاد
از انتظارِ زیاد
از خفگی
از دردِ معده
از مرهم بودنِ زخمِ بقیه
از درک نشدن
از فراموش کردن
از منطق داشتن
از مهربون بودن
از تو خودم بودن
از اینکه همش باید پیام بدم حالِ بقیه رو بپرسم
از اینکه مثلِ یه مجرم باهام برخورد میشه
از قلبِ شکستم
از هیلایِ بی گناهم
از ادمایِ ترسناکِ اطرافم
از نقاشی کردنِ بی وقفه
از قضاوت شدن
از تظاهر به عالی بودنِ وضعیتم
از بی پناه بودن
از تظاهر به قوی بودن
از فحشایِ مردم
از فرو ریختن
از دورو بودنِ دوستام
از جونگ کوکِ دزیره بودن
خسته شدم.
من فقط خسته شدم
از این همه فشار
از این که به هیچ احدی نتونستم بگم
از اینکه فقط هیلام باورم داشت
من خسته شدم.
و فقط منتظرم یه فرصت پیش بیاد..
دیدگاه ها (۱)

دیگه خسته‌ام... نه فقط از درس خوندن؛ از شب‌هایی که با چشم‌ها...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت 186

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی⁶_شاید اگه زودتر برمی‌گشتی، حالا...

p9☆فاجعه ای به نام ما☆ ویو لیاسکوت کرده بود و هیچی نمیگفت تص...

سم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 31 ""ویو جئون آنجلینا"ب...

پست موقت

برده عمارت جئون

forced by your side به اجبار کنار تو part: 22(این جا همش نوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط