{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

خب

خب...
من فقط یکم؛
خسته ام!
از گریه هایِ طولانی
از دلتنگیِ زیاد
از انتظارِ زیاد
از خفگی
از دردِ معده
از مرهم بودنِ زخمِ بقیه
از درک نشدن
از فراموش کردن
از منطق داشتن
از مهربون بودن
از تو خودم بودن
از اینکه همش باید پیام بدم حالِ بقیه رو بپرسم
از اینکه مثلِ یه مجرم باهام برخورد میشه
از قلبِ شکستم
از هیلایِ بی گناهم
از ادمایِ ترسناکِ اطرافم
از نقاشی کردنِ بی وقفه
از قضاوت شدن
از تظاهر به عالی بودنِ وضعیتم
از بی پناه بودن
از تظاهر به قوی بودن
از فحشایِ مردم
از فرو ریختن
از دورو بودنِ دوستام
از جونگ کوکِ دزیره بودن
خسته شدم.
من فقط خسته شدم
از این همه فشار
از این که به هیچ احدی نتونستم بگم
از اینکه فقط هیلام باورم داشت
من خسته شدم.
و فقط منتظرم یه فرصت پیش بیاد..
دیدگاه ها (۱)

چیزی نمیگم خودتون ببینین : {اسلاید بعد تهکوکه} _کافه تهکوک ...

پسرِ سِلین و پسرِ کلوین کلاین. {اسلاید بعد تهکوکه} _کافه ته...

ته : تو خسته بودی از زخم هایِ رویِ تنت. کوک : و من هم خسته ا...

کوک : من هیچ وقت بهت دروغ نمیگم.ته : من هیچ وقت فریبت نمیدم....

به به

#P𝗔R𝗧 : 26〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

?!My girl

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط