{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترجمه اولی :متاسفم

ترجمه اولی :متاسفم


ترجمه ی دومی : من الکل خوردم و اون
داشتم به چیزی که قبلاً نوشته بودم نگاه می‌کردم و مطمئن نیستم که املای آن درست است یا نه، بنابراین آن را آپلود کردم، اما اگر وقتی بیدار شوم مشکلی پیش بیاید، آن را حذف می‌کنم. خیلی به این فکر می‌کردم که امروز چقدر دلم برایت تنگ شده است، و مدام این را به نامجون هیونگ می‌گفتم و بعد از صحبت در مورد آن از هم جدا شدیم. به هر حال، من فقط خیلی دوستت دارم. امروز بعد از دیدن کنسرت هوبی هیونگ خوشحال‌ترین بودم، و اگر بتوانم در آینده هم به اندازه امروز خوشحالت کنم، خیلی خوشحال خواهم شد. دوستت دارم.

ترجمه ی سومی :: اگه نگاه نمی‌کنی، نگاه نکن
من واقعاً می خواهم شما را ببینم
وقت‌هایی هست که احساس دوری می‌کنم. بعد اغلب می‌گویم دلم برایت تنگ شده.
اما اگر این را زیاد تکرار کنید، انگار کلمات وزنی ندارند، بنابراین نمی‌توانید این کار را انجام دهید.
فکر کنم وقتی آدم پیرتر میشه همین اتفاق میفته. خنده داره که چقدر سخت تر میشه گفتن اینکه دلم برات تنگ شده.

قضیه چیه؟
دیدگاه ها (۲۷)

استوری حامیم:) ولی واقعا چتونه مگه حامیم زنگ زده به اسرائیل ...

قفلی جدیدم : سریال اشرف رویا

پشمام فکر نمی‌کردم این قدر زود تمومش کنم فکر میکردم تا ابد ط...

نمی‌شناسمت اما دلم برایت تنگ می‌شود. نمی‌بینمت اما حضورت را ...

گاهی...دلم برایت آن قدر تنگ می شودکه حتی نمی توانم اسمش را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط