حکایت

حکایت
قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرعه کشی شود.
معلم گفت تا هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی کنند.
وقتی نام حسن درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد.
چرا که حسن به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود.
وقتی معلم به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد؛



روی همه ی آنها نوشته شده بود: حسن...


"مهربانیهای صادقانه ، کودکی هایمان را از یاد نبریم..."
دیدگاه ها (۷)

??آهای شما آقایونی که از پارک دوبل خانوما ایراد میگیرین ... ...

دخترک 6 ساله که سرطان داشت پای اتاق عمل با چشمای لرزون به پر...

میخوای بهت بگم چندتا خواهر برادر داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.......تعدا...

. خوندم حال کردم بخونید حال کنید می گن یه روز ، ﺩﻭ تا ﻭﻫﺎﺑﯽ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط