عکاس خودم..

عکاس خودم..

فرار از خانه
فرار از شهر
فرار از هیاهو
فرار از اندیشه‌هایِ کور
روبه تنهایی
‌ روبه کویر
روبه شب‌هایِ پر ستاره
و سکوت
سکوت
سکوت
و آغوشی که در تاریکی‌ به رویم باز شود
و آرام زیرِ گوشم بگوید
پس سلامت کو ؟؟؟



# نیکی‌_فیروزکوهی

#طبیعت

#آسیاب_آب_زردشت

#نیریز #نی_ریز
دیدگاه ها (۶)

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

🌱🏡🐓 زندگی در روستا یعنی… 😍✨🐓🌅 یعنی بیدار شدن با صدای خروس،نه...

p7

### پارت پنجم: «ورود به عمارتِ سایه‌ها»با بیرون آمدنِ تینا و...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

Five

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط