‌

دل به رغبت می‌سپارد
جان به چشم مست یار

گر چه هشیاران ندادند
اختیار خود به کس

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

دَردَم از یار است ودرمان نیز همدل فدای او شد وجان نیز هم......

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیمدولتِ صحبتِ آن مونسِ جان م...

دل آزردهٔ ما را به نسیمی بنوازیعنی آن جان ز تن رفته به تن با...

اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کننظر بر این دل سرگشته خراب ا...

دل به هرکس میسپاری پای حرفت بمان..

می‌برد هوش از سرم طره‌ی تاب‌دار تودوباره زنده می‌کند بوسه ی ...

ای یار ناگزير که دلدر هوای تونیستجان نیز هم اگر قبول کنی برا...

*گر من به غم عشق تو نسپارم دل* *دل را چه کنم بهر چه می‌دارم...

آن که تاج سر من خاک کف پایش بوداز خدا می‌طلبم تا به سرم بازآ...

دل بده که حکایتِ دلِ‌هااااا...😍👌.چشمِ تو فرمانده شد دل شد سپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط