{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}



دل به رغبت می‌سپارد
جان به چشم مست یار

گر چه هشیاران ندادند
اختیار خود به کس

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

#حضرت_مولانا آن سر زلفش که بازی میکند از باد عشق میل دارد...

گوش دریاپر است از زنگ و زنجیر و زنجرهاز موج و اوج و حضیضو من...

‌صبح همان مهربانی نگاه تــوست و چشمهـایـی کـه سروده های دلـم...

نه شعرهای سهراب نه عاشقانه های شاملوهیچ کدام مرحم بی قراری ه...

یار خوبم گفته بودی جان نثارم می کنی با صدایت همچو آهویی شکار...

گر درد دل دوا شود ای دوست، شاد زیور غمگسار غم بود ای یار، غ...

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط