{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی حصار غربت من تنگ می شود ** هر لحظه بین عقل و دلم جنگ

وقتی حصار غربت من تنگ می شود ** هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود
از بس فرار کرده ام از خویش خویشتن" ** گاهی دلم برای خودم تنگ می شود"
گاهی به ترکتازی شعرم خوشم ولی ** گاهی کمیت شاعری ام لنگ می شود
هر چند می شکیبم بر عشق باز هم ** گاهی دلم اسیر دل سنگ می شود
گر یک نظر به روی شما کرد یار ما ** دنیای عشق با تو هماهنگ می شود
"گاهی دلم برای خودم تنگ می شود" ** یا لحظه به نای غمش چنگ می شود
گاهی زمین به تمام فراخی اش ** در پیش کلبه کوچک ما،تنگ می شود
گاهی لطافت سحری ام به وقت ذکر ** با باده سحری اش جنگ می شود
گاهی به محتسب برسد عقل و دین من ** گاهی ز مستی ام همه جان سنگ می شود
گاهی فغان نمی رسد به هر کسی ** گاهی دلم به نای نی اش رنگ می شود
گر شعر گفتم به هوای رخ عزیز ** این شعر هم به هوایش ننگ می شود ...
دیدگاه ها (۲)

وقتی حصار غربت من تنگ می شود ** هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می...

وقتی حصار غربت من تنگ می شود هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می ش...

وقتی حصار غربت منتنگ می‌شود هر لحظه بین عقل و دلمجنگ می‌شودا...

وقتی حصار غربت من تنگ می شود هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شو...

وقتی حصار غربت من تنگ می شودهر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود...

، وقتی حصار غربت من تنگ می شودهر لحظه بین عقل و دلم جنگ می ش...

وقتی حصار غربت من تنگ می شودهر لحظه بین عقلو دلم جنگ می شود...

وقتی حصار غربت من تنگ می شودهر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود...

وقتی حصار غربت من تنگ می شود هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط