{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچگاه

هیچگاه
تو را...
آنگونه دوست نخواهم داشت...
که زندانیم باشی...!
زندانبانی...
شغل مورد علاقه ام نیست...!
و از دید من...
زندان...
منفورترین مکان دنیاست...!
من...
تارهای افکار خویش نیز...
گسسته ام...!
چه برسد...
به تو...!!!
تو میتوانی پرنده باشی...
اما...
اینکه بخواهی تا چه حد...
در آسمان من...
اوج بگیری...
در خود توست...
میزان اوج گرفتن و پروازت...
بستگی دارد به...
"آرزویت""باورت""خواستنت""صداقتت"
و...
"عشقت"
هر میزان که...
از چشمه عشق...
سیرابتر بنوشی...
بیشتر اوج خواهی گرفت...!
من...
تو را...
آرزو نخواهم کرد...!
آنکه با دل می آید...
با دل میماند...
و این...
می ارزد به تمام زندگی...!!!
دیدگاه ها (۱)

در سراشیبی که نامش زندگیست با همه بیگانگی هایم میروم درس...

امنیت تمامِ آرامش خلاصه می شد در همین یک کلامِ ساده که ما پی...

هیچگاهتو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!ز...

هیچگاهتو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!ز...

هیچگاهتو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!ز...

هیچگاهتو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!ز...

هیچگاهتو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!ز...

هیچگاه تو را... آنگونه دوست نخواهم داشت... که زندانیم باش...

هیچگاهتو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!ز...

هیچگاه تو را... آنگونه دوست نخواهم داشت... که زندانیم باشی.....

هیچگاهتو را...آنگونه دوست نخواهم داشت...که زندانیم باشی...!ز...

هیچگاه تو راآنگونه دوست نخواهم داشت کهزندانیم باشی...!زندانب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط