{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قادر نیستم با کلمات بیان کنم

قادر نیستم با کلمات بیان کنم‌
حسرتی که در من است،
در کلمات نمی‌گنجد.
اما در خالیِ آغوشِ گشوده‌ام
در جریانِ خونِ رگ‌هایِ بازوان‌ام
در هر ضربان قلب من
تو
طنین‌انداز میشوی
عبور میکنی
دوباره به من بازمیگردی
و تا ابد
می‌مانی.

تو از عمق وجودم،
سرچشمه میگیری.
اما
هر نفس
در سرمای وجود من
یخ می‌زند
منجمد میشود
و به یادم می‌آورد
تو
همان کسی هستی
که
دوباره
و دوباره
مرا ترک‌ گفت.
دیدگاه ها (۱)

به چشمِ من که اگر زنده ام بخاطرِ توست...تمامِ اهلِ جهان مُرد...

فرق بسیار زیادی استبین کسی که کم می آورد با کسیکه کوتاه می آ...

با تو بودن آرزویی تا ابد شاید محال،خوش بحالِ هر کسی دلتنگ و ...

«- هل معک أسلحة للقتل؟! + معی حنینی. یقتلنی...»

__The sweetest oblivion__

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط